تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
قاجاريه « ناسخ » چاپ سال 1337 شمسى در طى 18 صفحه نوشته و ما اينك خلاصه آن را نيز اينجا مىآوريم . مرحوم سپهر در اين سال - چنان‌كه در مقدمه ( ص 5 ) نوشته و نواده‌اش مرحوم ملك المورخين نيز شفاها براى اين فقير نقل كرد - در كاشان متولد شده و تحصيلات خود را هم در آن شهر بپايان برد و چندى به تحصيل علوم غريبه چون جفر و رمل و هيئت و بعضى ديگر از علوم غريبه و تورية و زبور و كسب خط نستعليق پرداخته ، و سپس خاطرش به ترتيب اشعار شايق و نخست سه دفتر از اشعار خود به طرز مثنوى مولوى تنظيم نمود و براى وسيلهء تقرب بدربار فتحعلى خان ملك‌الشعراء قصيده در مدح او سروده كه مطلع آن اين است :
مطلع بهمن نماند گو كه بخورشيد تاب * غم مخور اى خوب‌چهر خيز و نهان كن نقاب
ملك‌الشعراء از اشعار وى طبع او را آماده يافته وى را تشويق نمود و دختر خود را هم بزوجيت به او داد و وى را كه در آن‌وقت در طهران بوده با پسر خويش بكاشان فرستاد و سپهر تا حيات ملك‌الشعراء در كاشان بود ، و چون ملك‌الشعراء در ماه صفر 1238 وفات يافت سپهر بعد از فوت او با محمد حسينخان عندليب فرزند ملك‌الشعرا ديگرباره بطهران رفت ، و آنجا ميانه او با عندليب بهم خورد و در أثر آن ديوان قصايد او از بين رفت و وى بعد از ترك دوستى با عندليب باز بكاشان آمد ، و ظاهرا در اين اوقات باشد كه بدستگاه محمود ميرزا فرزند فتحعلى شاه ( كه در سال 1214 عنوان 197 ص 484 گذشت ) راه يافت ، و تاريخ آن بايد قبل از شوال سال 1239 باشد ، چه در دوم شوال سال مذكور نخستين قصايد ديوان محمودة القصائد سروده شده و چون در اين قصايد تخلص سپهر فرموده لامحاله تخلص خود را از آن شاهزاده گرفته ، پس از آن چون محمود ميرزا در سنه 1241 حكومت لرستان فعلى ( يعنى خرم‌آباد ) را يافت سپهر نيز با او بدان ولايت رفت و تا 1242 آنجا بود . در اين سال ميان محمود ميرزا و برادرش محمد تقى ميرزاى حسام السلطنه ( كه در سال 1206 عنوان 117 ص 302 گذشت ) اختلافى روى داد كه منجر بوقوع جنگى سخت ميان اين دو برادر پدرى گرديد و فتحعلى شاه كه محمود ميرزا را مقصر مىدانست وى را از حكومت لرستان معزول و بتوقف در طهران مأمور كرد و سال بعد كه محمود ميرزا بحكومت نهاوند منصوب شد باز سپهر با وى بدان شهر رفت و تا سنه 1245 با او بود
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 582 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )