كه يكى از آنها ميرزا عبد الوهاب عضد الدوله است كه وى در شعرگوئى تخلص « ساغر » مىفرموده و وزير كرمان و سيستان و بلوچستان بوده .
فرزندش ميرزا اسحاق عضد الدوله متخلص بصهبا و در دستگاه شاهطهماسب صفوى بوده ، و چندين فرزند داشته ، از آن جمله يكى ميرزا ابو القاسم عضد الدوله كه متخلص بمينا بوده و در زمرهء أعيان دولت شاهعباس بزرگ مىزيسته .
فرزندش ميرزا صادق از جمله اعيان زمان و هماره به حالت انزوا بسر مىبرده و چند پسر از وى بازمانده ، از آن جمله يكى ميرزا ابو الحسن كه از اسرارنويسان خلوت و تا زمان شاه سليمان بدان شغل مشغول بوده .
فرزندش ميرزا محمد رضا متخلص بسيما و بخطوط هفتگانه آشنا و در حكمت الهى و نثر و نظم عرب و عجم مهارتى تمام داشته ، و مخصوصا در سياق يگانه آفاق بشمار مىرفته و شاه سلطان حسين وى را بعضد الدوله ملقب فرموده ، و آخر در فتنه اشرف افغان مانند خود آن سلطان بقتل رسيد .
فرزندش ميرزا محمد على در سن دوازدهسالگى با دودمان ملا محمد صادق مجتهد همدانى وصلت و در اصفهان سكونت نموده تا در بيست و دوسالگى وفات كرد ، و پس از وى فرزندانش ميرزا رفيع الدّين و ميرزا تقى و ميرزا على اكبر شاهزاده و ميرزا محمد چون به حد رشد رسيدند بنا بر ميل ميرزا مهدى خان وزير نادر شاه بكاشان انتقال دادند و فرزند ميرزا رفيع الدّين ، ملا محمد على بهطورىكه نوادهاش مرحوم ملك المورخين مىفرمود ؛ بمناسبت اينكه ضرابخانه كاشان در دست آنان بوده به ملا على ضرابى معروف شده ، و او مىگفت نام وى ملا على بوده ، انتهى . ليكن خود صاحب عنوان هرجا نام پدر خود را آورده ، محمد على نوشته .
و بههرحال فرزند وى مرحوم ميرزا محمد تقى سپهر ( قدس سره ) صاحب عنوان از اجله مورخين بلكه محدثين و در سخنورى و سخنشناسى و سخنسرائى سرآمد معاصرين خود بوده ، و با اين وصف هم وى از جمله عرفا و موحدين بشمار مىرفته ، و از دربار دولت قاجاريه ملقب به لسان الملك و در شاعرى سپهر تخلص داشته .
شرح احوالش در چندينجا نوشته شده ، مانند مقدمهء ديوان « محمودة القصائد » تأليف خودش ، و « روزنامهء شرف » و « مجمع الفصحا 2 : 155 » و « المآثر : 187 » و غيره ، و از همه بهتر و جامعتر ، شرحى است كه آقاى جهانگير قائممقامى در مقدمه جلد
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 581
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٥٨١