التواريخ : 342 » فرموده مطابق ( 1147 - 1148 ) شمسى از دختر محمد خان كلهر متولد شده ، و پس از وفات پدر در فتنهء بنى اعمام ديده جهانبين را از دست داده و در عتبات عاليات معتكف گرديد ، و پس از سالها در مراجعت از آن اراضى مقدسه بنهاوند كه رسيد آنجا در اين سال وفات كرد ، چنانكه در « مجمع الفصحا 1 : 10 » و « فارسنامه 2 : 143 » نوشته ، و در « منتظم ناصرى ج 3 » در سنه 1217 گفته ، و ما نيز نظر بمنتظم خواستيم احوال وى را در 1217 بياوريم ، و بههمانجهت در ( ج 1 : 16 مقدمه ) در شرح وفات پدرش شرح احوال او را وعده به همان سال 1217 داديم ، ليكن پس از آن چنين در نظر گرفتيم كه شرح احوال او ، و در اثر آن شطرى از احوال پدرش در اين سال 1216 آورده شود و اينك اين اشعار از صاحب عنوان بنقل از « مجمع 1 : 10 » اينجا نوشته مىشود :
گرفتم اين كه رهم بستهاند از سر كويت * چه مىكنند كه دارد دلم نهان به تو راهى
دلا چندى رهائى جو پس آنگه شو گرفتارش * كه چندى عزتى دارند پيشش نوگرفتاران
چو خواهد مدعى احوال آن سيمينبدن پرسد * ز غيرت تا كند خون در دلم آيد ز من پرسد
غرور حسن اگرچه ماه كنعانست نگذارد * كه يكره شرح حال ساكن بيت الحزن پرسد
شدت لاغريم بين كه نيفكند بدام * جنبش آنقدر كه صياد خبردار شود
هنگام عجز بوسم زان پاى پاسبانش * كز شرم چون كشم پاىبوسم من آستانش
هرگز مكن بوعده وفا گرچه با من است * ترسم خدا نكرده بدين شيوه خو كنى
و همانا أنور تخلص چند نفر ديگر غير از صاحب عنوان است : 1 - انور كوپا - موى كه در ( 1212 عنوان 184 ص 438 ) گذشت . 2 - انور محلاتى كه در ( ج 1 سال 1194 عنوان 9 ص 20 ) گذشت . 3 - انور يزدى كه در « مجمع الفصحا 2 :
63 » او را عنوان كرده ، و فرمايد اسمش محمد حسين ، و از تاجرزادگان آن شهر بوده ، در عنفوان شباب موزون شده ، از او است :
تا ز روى ماه خود روزى نقاب افكندهايم * مهر را از تاب روى او بتاب افكندهايم
دادهايم از مهر آن مه را بدل منزل ، بلى * مهر او گنج است از آتش در خراب افكندهايم
عشق وى هست ار گناه و زهد و سالوسى ثواب * از تو اى زاهد كه خود را زين ثواب افكندهايم
بخشند اگر به صد جان يكدم مرا وصالى * بر خاطرم ديگر نيست از جان خود ملالى
خرمدلى كه باشد در زلف او مقيد * چون در شكنج دامى مرغ شكسته بالى