تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
نامش آقا ميرزا محمود خان غمامى است و در « دانش‌نامه » نوشته . و اين شهاب صاحب عنوان فرزندانى داشته : يكى ، ميرزا مرتضى كه از شعراء و عرفاء بوده و تخلص محجوب مىنموده ، و همانا وى بعد از تحصيل علوم و تكميل كمالات سفر هرات و عراقين و كرمان نموده و به خدمت جمعى از ارباب حال و اصحاب كمال رسيد و مردمان عزيز و بزرگوار را ديد و آخر خدمت مرحوم حاج محمد حسن نائينى كه در ( 1250 ) بيايد رسيد و ارادت آن عارف كامل و مرشد مكمل را برگزيد ، و مدت ده سال با مرحوم رضا قلى خان هدايت ( ره ) در سفر و حضر بسر برد كه در « مجمع 2 : 486 » فرمايد : از او گرد ملالى بر خاطر ننشست ، و جوانى خليق و رفيقى شفيق بود و اسمى با مسمى داشت و اخلاق پسنديده تحصيل كرد ، و در أواخر حال عزيمت مكه معظمه نموده و بعد از مراجعت در كشتى مريض و فوت شد ، طبع خوشى داشت و قصايد بسيار گفته بود و غزليات نيكو از طبعش سرزد و اين چند بيت از او است :
فراغت كى بود كس را در آن وادى و منزل‌ها * كه روى از گرد ره ناشسته بربندند محمل‌ها فريب زلف و سحر چشم و پند ناصح جاهل * مرا افتاده در عشقش بسى زين‌گونه مشكل‌ها هر طرف مىنگرم سوخته‌ئى ز آتش عشق * سر فروبرده بجيب از ستم خامى چند در پى كام دل‌اند اهل جهان جمله و من * كام دل جسته‌ام از صحبت ناكامى چند به افغانى و آهى با خيال يار خورسندم * هجوم گريه ترسم راه بر آه و فغان بندد نسوزد از چراغم تا پر پروانهء زارى * بتاريكى چو بخت خود بسى شب را سحر كردم
تمام شد سخن « مجمع الفصحاء » . و در « طرائق 3 : 110 » اين رباعى را از او آورده :
محجوب تنم ز بار غم شد چو هلال * يك روز دلم نگشت فارغ ز ملال روزى و شبى بود مرا عمر و دريغ * بگذشت شبم بخواب و روزم به خيال
ديگر از فرزندان شهاب صاحب عنوان ، مرحوم ميرزا اختيار شهابى تخلص ( رحمه اللّه ) است كه نيز در « مجمع 2 : 248 » فرمايد پس از رفتن برادرش به مكه
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 576 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )