پدر در بحرين امامت و رياست داشته ، و فرزندش شيخ سليمان از اعاظم علماء و ساكن شيراز بوده و شعر هم مىگفته و تأليفاتى دارد : اول شرح منظومهئى كه خودش نظم كرده در كلام . دويم كتابى در تعزيهء حضرت سيد الشهداء ( ع ) .
پنجم شيخ على كه از علماء بوده و نيز در حيات پدر وفات نموده .
در « شهداء الفضيله » با تصريح به اين كه وى هفت نفر پسر داشته ، اسامى و احوال همين پنج نفر را نگاشته ، و شايد دو نفر ديگر را كه ننوشته ، يكى مرحوم شيخ ابو الحسن باشد كه از « فارسنامه ، ج 2 » چنين برآيد كه وى از علماء بوده و در سنه 1220 در فسا وفات نموده ، و فرزندش حاجى شيخ حسين در سنه 1275 وفات كرده ، و فرزندش حاجى شيخ موسى در سنه 1253 متولد شده .
* ( 230 - وفات مرحوم ميرزا ابو طالب اصفهانى ، ره ) *
وى فرزند ميرزا عليرضا بن ميرزا محمد على بن ميرزا كوچك بن حكيم داود حسينى هندى ( ره ) است .
مرحوم حكيم داود هندى از معاريف و أعيان و أهل خير در مائه يازدهم بوده ، و اعقاب مذكورين او همه از حكماء و اطباء بودهاند ، و از آن جمله نوادهاش ميرزا ابو طالب صاحب عنوان از اهل طب و تصوف و عرفان ، و در علوم معقول و منقول قدوهء همگنان و از أكابر عصر خويش بشمار مىآمده ، شرح احوال وى در چندين كتاب به نظر رسيده ، و از آن جمله « مطلع الشمس 2 : 416 » و جزء 6 جلد هفتم « اعيان الشيعة » كه در آنجا دوبار او را عنوان نموده ظاهرا به گمان تعدد و در يكى هم وى را فرزند ميرزا مهر على نوشته ، مطابق « فردوس التواريخ » ، و على رضا كه در صدر عنوان ذكر شد مطابق « مطلع الشمس » است ، و از آنها همه چنان برمىآيد كه او در واقعه از حضرت امير المؤمنين ( عليه السلام ) مأمور برفتن مشهد و خدمتگزارى روضهء رضيه حضرت رضوى ( على مشرفها السلام ) شده ، و ازاينرو عازم آن زمين برين ، و پس از چندى معروف اكابر و أعيان و به خدمت آستانه مقدسه مشغول شد و تدريجا ترقى نموده تا بتوليت رسيد و رياست و مرجعيتى برايش فراهم گرديد و مدت سى و هفت سال بلوازم منصب توليت اشتغال داشت ولى بازهم دست از طبابت نكشيد و بيماران فقير