تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
را از خود غذا و دوا مىداد ، تا بالاخره پس از مدت سى و هفت سال خدمت ، در ماه شوال المكرم اين سال مطابق ( دلو - حوت ) ماه برجى وفات كرد ، و در سكوى جنوبى درگاه داخلى صحن عتيق به سمت پائين خيابان دفن شد ، و نه نفر پسر از او بازماند كه هريك بخدمتى از آستانه برقرار و هم اعقاب آنها به اين افتخار نائل گرديدند . و اين ميرزا ابو طالب اصفهانى صاحب عنوان ، غير از ميرزا ابو طالب اصفهانى ديگر صاحب « حاشية البهجة المرضيه » سيوطى است كه وى در ( 1238 ) بيايد .

* ( 231 - وفات شهاب شاعر ترشيزى ) *

وى نامش ميرزا عبد اللّه و آباء و اجدادش همه بحكومت قصبهء ترشيز سرافراز و بمزيد عز و جاه ممتاز بوده‌اند ، و ميرزا عبد اللّه خود در كمالات صورى و معنوى معروف و بخصوص در رياضى بهره‌اى وافى و نصيبى كافى داشته و بااين‌همه در وادى توحيد و عرفان هم قدم مىگذاشته ، و همانا او در سن شباب بمنادمت سلاطين بسر مىبرد و از آنها لقب خانى يافت كه پس از آن وى را ميرزا عبد اللّه خان گفتند ، و در زمان زنديه بعراق و فارس آمد و باز بخراسان برگشت و شاه محمود فرزند تيمور شاه افغان او را بهرات خواست و او بدانجا رفت و مدت‌ها در آن ولايت ماند و شاه را مديحه‌ها گفت و بعضى ديگر را هجوهاى ركيك كرد و چندى نيز مداح فتحعلى شاه بود و آخر ترك همه نموده و مسلك ترك و تجريد پذيرفت و از ملازمت و منادمت نفور و بعبادت و مجاهدت مشهور گرديد و از صحبت مشايخ آن عصر تحصيل عرفان نمود . در « رياض العارفين » فرمايد كه بعضى از قصائد كه در مدائح حضرات ائمه هدى ( عليهم السلام ) عرض كرده ملاحظه شد از طرز كلامش كمال قدرت او معلوم و علو طبعش مفهوم مىشود ، و غرض ، از فحول شعراء معاصرين بوده . و هم در « رياض » اين چند كتاب را از تأليفات او ذكر كرده : اول « خمسه » . دويم « ديوان اشعار » كه فرمايد هنوز ديده نشده . سيم كتاب « بهرام‌نامه » . چهارم كتاب « يوسف و زليخا » . پنجم « عقدگهر » در علم نجوم ، و اين چند بيت از او در موعظه اينجا آورده شد :