تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
و ديگر كتابى دارد بنام « لؤلؤتى البحرين » در اجازهء دو قرهء عينين شيخ خلف و شيخ حسين كه در اجازه روايت براى دو برادرزادگانش شيخ خلف ابن شيخ عبد العلى و همين شيخ حسين صاحب عنوان تأليف كرده . انجام تأليف آن 11 ع 1 سنه 1182 . تولدش سنه 1107 وفاتش بعد از ظهر روز شنبه 14 ع 1 سنه 1186 قبرش در كربلا ، در حرم حسينى ( ع ) برابر قبور شهداء نزديكى پنجره . و فرزند ديگر مرحوم شيخ احمد بن شيخ ابراهيم كه برادر شيخ يوسف باشد ( و با شيخ عبد العلى از يك مادر بوده‌اند و شيخ يوسف از مادرى جدا بوده ) مرحوم شيخ محمد ( ره ) است كه هم از علماء بوده و كتابهائى تأليف نموده ، از آن جمله كتاب « مرآة الاخبار » در احكام أسفار ، تولدش سنه 1112 ، و زوجه‌اش دختر مرحوم شيخ سليمان علامه ( أعلى اللّه مقامه ) بوده ، و او پيش از برادر خود مرحوم شيخ يوسف ( ره ) وفات نموده . فرزندش مرحوم شيخ حسين صاحب عنوان ( عليه الرحمة و الرضوان ) از اجلهء علما و فقها بوده و شعر هم مىگفته و شرح احوالش در « فارس‌نامه ناصرى 2 : 236 » و « شهداء الفضيله : 307 تا 312 » نوشته و همچنين در بعضى از مواضع ديگر ، و از آن‌ها چنين برآيد كه وى در قوت حافظه ضرب المثل و حكايتى غريب از او نقل شده ، و برخى او را از غايت جلالت مجدد سر هزار و دويست نوشته‌اند ، و او در نزد عم بزرگوار خود و بعضى از علماء ديگر بحرين درس خوانده و در قريهء شاخوره بحرين اقامت اختيار كرده و كتب چندى تأليف نموده : اول كتاب « الاشراف » در منع از بيع اوقاف . دويم كتاب « الانوار الوضيه » در شرح احكام رضويه كه حضرت رضا ( عليه السلام ) براى مأمون نوشته . سيم كتاب « الانوار اللوامع » در شرح « مفاتيح الشرائع » كه در ( ج 1 ص 3 ) نامش برده شد ، چنان‌كه خود در اجازه‌اى كه براى شيخ احمد أحسائى نوشته فرموده ، و در « أنوار البدرين » فرموده كه نام آن « المصابيح اللوامع » در چهارده جلد بزرگ است و شاگردش شيخ عبد اللّه جد حفصى آن را مختصر كرده در كتابى بنام « انوار المصابيح » در مختصر شرح مفاتيح در دو جلد . چهارم كتاب « البراهين النظرية » در اجوبه مسائل بصريه . پنجم كتاب « تحفة التجار » كه در فارسنامه فرمايد آن را به خواهش آقا عبد الحسين تاجر شيرازى جد مادرى مادر من نوشته . ششم كتاب « الحدق الناظرة » در تتميم كتاب