بيضا ، دختر عمش حسينقلى خان ثانى را بزوجيت گرفته ، و از وى بمسطورات « تاريخ قاجاريه » يك پسر بنام رستم ميرزا داشته .
و همانا بيضا تخلص چند نفر ديگر غير از صاحب عنوان است : 1 - بيضاء جندقى كه نامش سيد باقر خان بوده . 2 - بيضاء جونقانى بختيارى كه نامش قاسم بوده ، و هر دو در « جنگ بهترين اشعار » نوشته شدهاند .
* ( 229 - وفات شيخ حسين آل عصفور بحرينى ) * * ( اعلى الله مقامه ) *
وى فرزند مرحوم شيخ محمد بن شيخ احمد بن شيخ ابراهيم بن حاجى شيخ احمد ابن حاجى صالح بن احمد بن عصفور بن احمد بن عبيد الحسين بن عطية بن شيبة درازى ( رضى اللّه تعالى عنهم اجمعين ) است .
بحرين ، چنانكه در « فارسنامه ناصرى 2 : 179 » فرموده جزيرهاى است بزرگ در ولايت فارس ميانه مغرب و جنوب شيراز كه بمسافت شصت و چهار فرسخ از بندر بوشهر دور افتاده است و قصبه و حكومتنشين آن جزيره قريهء منامه است ، و دراز ؛ دهى است در اين جزيره كه دو فرسنگ و نيم طرف جنوبى منامه است ، انتهى .
و مرحوم حاجى شيخ احمد بن حاجى صالح رئيس و مرجع قريه دراز مذكور بوده و در سنه 1075 وفات نموده . فرزندش شيخ ابراهيم مردى عالم و خوشخط و سخاوت - پيشه بوده ، وفاتش سنه 1125 . فرزندش شيخ احمد از علماء و فقهاء و اصوليين بزرگوار بوده و كتب چندى تأليف نموده ، از آن جمله « رسالهء در تحقيق قول بحيات اموات پس از مرگ » . تولدش در حدود 1084 وفاتش چاشت 22 صفر سنه 1131 ، قبرش در قبرستان حناكهء قطيف بحرين . و وى را فرزندان چندى بوده از زنان عديده :
يكى مرحوم شيخ يوسف ( اعلى اللّه مقامه ) كه از اجله و اعيان علما و فقهاء شيعه و فاضلى بزرگوار و با اطلاع بوده و كتابى بنام « الحدائق الناضرة » در أحكام عترت طاهره در فقه تأليف كرده كه نهايت جليل القدر و مشهور و خود بدان سبب معروف به صاحب حدائق گرديده ، انجام تأليف جلد اول آن در طهارت 26 ج 2 سنه 1179 ،