و بىمقدار بود .
آنگاه شرحى مفيد و نافع در معنى لغوى و مقصود اصطلاحى ذكر از او نقل كرده ، و سپس شرحى در معنى دين و معنى « العلماء ورثة الانبياء » از او نوشته كه مراجعه به آنها بغايت لازم و ضرور است ، و در « طرائق » وفاتش را در اين سال در پيشاور نوشته ، و همانا كه آن در ماه شعبان المعظم مطابق ( قوس - جدى ) ماه برجى بوده .
* ( 228 - تولد بيضاء شاعر قاجار ) *
وى اللّهويردى ميرزا فرزند فتحعلى شاه است كه در ( 1250 ) بيايد ، و خود از شاهزادگان و شعراء عصر خويش بوده كه در شب سهشنبه بيست و سيم ماه رمضان المبارك اين سال ( چنانكه در تاريخ قاجاريه ، جزء 1 - ص 320 ) نوشته مطابق ( . . . ) دلو ماه برجى از بطن بنفشه بادام خانم ارمنى متولد شده ، و علاوه بر مراتب شاعرى ، بهطورىكه در « مجمع الفصحا 1 : 19 » نوشته ، در شمايل و خصايل و محاسن جوانى و حسن صورت ظاهرى و خوشنويسى و برخى از علوم نيز حظى داشته ، و آنجا فرمايد كه چندى بحكمرانى شاهرود و بسطام گذرانيد ، و پس از عزل ملتزم ركاب پدر گرديد و بعد از وفات او نواب ظل السلطان وى را حكومت قم بخشيد ، و بعد از استماع وصول موكب محمد شاه بطهران فرار كرده بعتبات عاليات رفت ، و از آنجا باسلامبول سفر نمود و بمجلس سلطان محمود خان عثمانى بار يافت و مورد الطاف او قرار گرفت و ببغداد باز آمد و در نهايت عزت سكونت گزيد . آنگاه اشعارى از او آورده كه اين چند فرد از آنها است :
جهان دريا و كشتى عمر و ساحل عالم باقى * ز عقل ناخدا بايد بجويم راه ساحل را
من اين هستى باقى يافتم از نيستى كمتر * چو از خود نيست گشتم يافتم هستى كامل را
از زهد نديدم ثمرى ، خواهم ازاينپس * يكچند كنم بندگى پير مغان را
خوش خريديم غمش را بدل و جان آرى * به دو عالم نفروشيم غم جانان را
ببالين مىرسد گويا طبيب جسم زار امشب * كه چون زلفش دل بيمار باشد بىقرار امشب