شهر بمجلس اهل عرفان و تصوف راه يافت و با مرحوم ميرزاى سكوت و حاجى محمد حسين حسينى مراوده بهم رسانيد تا آخر خدمت مرحوم حاجى شروانى رسيد و از فيض صحبت وى به راه سير و سلوك وارد شد ، و وى او را در طريقت هدايتعلى و در تخلص سخن موزون هدايت لقب داد .
و همانا چاكر تخلص محمود اشرفى نيز بوده كه معاصر صاحب عنوان و او را در « مجمع 2 : 92 » عنوان نموده ، چنانكه هدايت نيز تخلص چند نفر ديگر است كه آنها نيز قريب العصر با صاحب عنوان و از رجال دولتى زمان خود بودهاند ، يكى ميرزا هدايت اللّه وزير دفتر آشتيانى كه در ( 1310 ) بيايد ، و ديگر ميرزا هدايت اللّه لسان الملك كه در ( 1322 ) بيايد .
و خلاصه ، صاحب عنوان در شيراز بود تا در سنه ( 1245 ) فتحعلى شاه بفارس آمد و وى بوسيله ميرزا محمد تقى علىآبادى صاحب ديوان ، معروف آن پادشاه شد و بدربارش راه يافت و وى او را لقب خانى و امير الشعرائى بخشود و پس از آن وى را رضا قلى خان امير الشعراء گفتند ، و وى همچنان در فارس بود تا در سنه 1254 كه محمد شاه از سفر هرات برگشت وى از جانب فريدون ميرزا فرمانفرما مامور طهران شده و بدربار محمد شاه بار يافت و او وى را بتوقف طهران مأمور كرد ، و در سنه 1257 مأمور تربيت عباس ميرزا فرزند محمد شاه كه پس از فوت عباس ميرزاى ديگرى متولد شده بود گرديد ، و همانا بعد از فوت عباس ميرزا نايبالسلطنه فرزندى براى محمد شاه بهم رسيد كه وى را بنام عباس ميرزا پدر خود ناميد و پس از چندى او وفات كرد و فرزند ديگرى از محمد شاه متولد شد كه وى او را بنام برادر رفته ؛ عباس ميرزا ناميد ، و رضا قلى خان للهء اين عباس ميرزاى دويم ( يا بملاحظه نايبالسلطنه ؛ سيم ) گرديد كه او را للهباشى گفتند ، و همچنان در دولت محمد شاه باعزاز و احترام بسر برد تا زمان او بسر آمد ، و در زمان ناصر الدّين شاه نيز بدربار رفت و هماره مناصب مناسب مىيافت تا سفرى بعنوان سفارت از طرف وى بخوارزم رفت و مساعى جميله به كار برد و در سنه 1267 كه مدرسه دار الفنون در طهران مفتوح شد وى برياست آن برقرار گرديد ، و در سنه 1276 كه عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير علوم شد وى بنيابت وزارت علوم سرافرازى يافت ، و بالاخره دقيقهاى از عمر خود را ضايع و مهمل نگذاشت .
و شرح بزرگى و بزرگوارى وى بذكر تأليفات شريفهاش اولى و أهم است :
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 542
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٥٤٢