نباشد غير كوى او اگر بتخانه ور كعبه * نجويد غير روى او اگر فرزانه ور شيدا
ايضا ، در نكوهش دنيا و پژوهش عقبى :
نبندد هيچ مقبل دل بر اين دنيا و اقبالش * كه در لوزينه پنهان سير و در مى زهر قتالش
حكيم عقل گريان بر تو كز جراره مسمومى * كرفس آرزو خائى همى از بهر ابطالش
نهان موش فنادر زير ميزت بهر مىزيدن * تو خوشدل با پلنگ نفسى و با زخم چنگالش
ترا دل خوش كه اندك دارى از دنيا نمىدانى * كه زهر ناب جان گيرد چه خروارش چه مثقالش
رمد دارد ترا ، چون ديده دل نيستش بينش * شيافى بايد اول چاره را پس كحل كحالش
دودست نفس را بربند و پس بگشا در تقوى * كه تا ناقص نسازى قوتش صعب است اكمالش
چه نفست ممتلى از لقمه حرص است و امعا ، سد * بود راه نفس بستن گشادن عرق قيفالش
ز نام تهمتن كمگو ، ز دستان داستان كم جو * كه در چاه و قفس جوئى چو جوئى رستم و زالش
بپيمايد دمادم خرمن عمر تو و غافل * كه طاس مهر آمد كيل و دست چرخ كيالش
بود پيدا كزين بيدا نخواهد رستن آن شيدا * كه مر ديوش جمل گرديده و ديو است جمالش
تا اينكه فرمايد :
خداوندا تو در راه هدايت مستقيمم كن * كه نبود استقامت در جهان و أهل اقوالش
هدايت را كه بر اين نام شهره است از عطاى تو * چنان مپسند تا خوانند آخر ز اهل اضلالش
مرحوم هدايت پس از مدت هفتاد و سه سال و دو ماه قمرى و بيست و پنج روز عمر ، در اول اذان شب در روز جمعه دهم ماه ربيع الآخر سنه هزار و دويست و هشتاد و هشت - چنانكه در خاتمه « انجمنآراى » خودش نوشته - مطابق ( . . . ) سرطان ماه برجى در طهران وفات كرد ، و هم آنجا به طرف دروازهء دولت دفن شد ، و پس از آن فرزندانش بر قبر او تكيهاى عالى و عمارتى متعالى ساخته كه بتكيهء هدايت مشهور و قبر شريفش تاكنون در آنجا معروف و معلوم است . و دو نفر فرزندانش مرحوم حاجى عليقلى خان مخبر الدوله در ( 1245 ) و جعفر قلى خان نير الملك در ( 1247 ) بيايند ، و اينكه وى در ماه ربيع الآخر وفات كرده علاوه بر خاتمه انجمنآرا در « منتظم ناصرى » نيز نوشته ، ليكن در « طرائق » و « شمس التواريخ » كه ظاهرا آن هم از طرائق گرفته باشد در ماه ربيع المولود نوشتهاند كه گويا اشتباه باشد .