تا اينكه در آخر آن فرمايد :
غرض آن انورى ثانى چون * از جهان شد بجنة المأوى
كرد طلعت رقم بتاريخش * ( ثانى انورى شد از دنيى )
و مأخذ قول ما در تاريخ فوت او همين ماده است ، و اگرنه در جاى ديگر تاكنون تاريخ وفاتش به نظر نرسيده ، پس اينكه در « ريحانة الادب 2 : 332 » ترديد در وقوع وفات او در عراق يا اصفهان نموده بىمورد است ، و در ريحانه فرمايد وى بسيار گستاخ و بىمبالات بود و مردم را بهجوهاى خود مىآزرد ، و اشعارى از او آورده از آن جمله :
پيغمبر ما داده ز دجال نشانها * تا امت مرحومه در اضلال نباشد
اين مهدى يكچشم كه آمد بصفاهان * اى قوم ببينيد كه دجال نباشد
مرحوم مهدى بيك نوادهئى داشته كه وى ميرزا على اكبر مصباح الشعراء فرزند قاسم مشهور بتركى است كه وى نيز بتركى و پارسى شعر مىگفته و تخلص عندليب مىنموده و همانا خود از مردم آذربايجان بوده و سفرى باروپا رفته و در تبريز منشى مظفر الدّين شاه شده و آخر بكرمانشاه رفت و از آنجا بكلهر و سپس به زيارت عتبات عاليات مشرف شد ، و كسانى كه عندليب تخلص دارند در ( 1239 ) بيايند .
سنه 1215 قمرى مطابق سنه 1179 شمسى غرّهء محرّم الحرام . . . جوزا ماه برجى
* « تذكر » *
در « ترجمه تاريخ سرجان مالكم انگليسى » كه آن را ميرزا اسماعيل حيرت ترجمه نموده وفات مرحوم نور عليشاه اصفهانى را در روز عاشوراء سال 1215 سه ساعت از روز برآمده نوشته ، و در بسيارى از كتب ديگر از آن جمله « نور الابصار » كه مخصوص احوال او تأليف شده است در سنه 1212 نوشتهاند ، و ما در سال ( 1212 عنوان 188