اول كتاب « اجمل التواريخ » . دويم كتاب « اصول الفصول » در حصول وصول كه در تصوف و عرفان و اتصال هريك از سلاسل ببزرگان است . سيم كتاب فرهنگ « انجمنآراى ناصرى » در تحقيق مواد و فروع لغات فارسى . چهارم كتاب « انوار الولايه » بر وزن « مخزن الاسرار » نظامى ، نظم آن سنه 1265 . پنجم كتاب « انيس العاشقين » بر اين وزن « مفعول مفاعلن مفاعيل » انجام نظم آن سنه 1288 . ششم كتاب « بحر الحقائق » بر وزن حديقه سنائى . هفتم كتاب « جامع الاسرار » . هشتم كتاب « خرم بهشت » بر وزن بحر تقارب . نهم « ديوان غزليات و قصائد و رباعيات » زياده بر سى هزار بيت .
دهم كتاب « مظاهر الانوار » در مناقب ائمه اطهار ( ع ) . يازدهم كتاب « روضة الصفا » در تتميم روضة الصفاء خاوندشاهيان در سه جلد كه آن را « روضة الصفاى ناصرى » گويند و با آن هفت جلد كه آنها تأليف كردهاند ده جلد مىشود . دوازدهم كتاب « رياض العارفين » در احوال عرفائى كه شعر گفتهاند ، تأليف آن سنه 1260 . سيزدهم كتاب « سفرنامهء خوارزم » در تفصيل سفرى كه بخوارزم بسفارت رفته . چهاردهم كتاب « شمس الحقائق » در جمع اشعار مولوى معنوى غير از « مثنوى » كه در بسيارى از آنها تخلص بنام شمس تبريزى مرشد خود نموده و ازاينرو بدين نام موسوم شده .
پانزدهم كتاب « فهرس التواريخ » كه تمام نشده . شانزدهم كتاب « گلستان ارم » مشهور به « بكتاشنامه » بر وزن مثنوى « گلشن راز » شبسترى . هفدهم كتاب « لطائف المعارف » در معرفت . هيجدهم كتاب « مجمع الفصحاء » در احوال شعراى پارسىگوى از صدر دوره اسلام تا زمان خود در دو جلد بزرگ كه انجام تأليف آن همان سال وفاتش 1288 مىباشد . نوزدهم كتاب « مدارج البلاغة » در صنايع بديعيه . بيستم كتاب « مفتاح الكنوز » در شرح اشعار مشكلهء حكيم خاقانى شروانى . بيست و يكم كتاب « منهج الهداية » در مرثيه ائمه ( ع ) . بيست و دوم كتاب « نژادنامه » در انساب سلاطين اسلام كه بسلاطين فرس مىپيوندد . بيست و سوم كتاب « هدايتنامه » بر وزن مثنوى مولوى ، و اينك اين چند بيت از آن اينجا آورده مىشود :
حاليا دل دامنم برتافته است * بوى پيراهان يوسف يافته است
كز براى حق صحبت سالها * بازگو حالى از آن خوش حالها
خواند چون اين يكدو بيت مثنوى * در مديح شمس دين از مولوى
گفتمش اى دل مرا خامش گذار * مر مرا با شمس تبريزى چه كار