تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
و به‌هرحال ، يكى از آن طايفه اسماعيل كمال مرقوم است كه جد صاحب عنوان و در موقع اختلاف زنديه و قاجاريه هواخواه آل قاجار بوده و در نتيجه در سنه 1184 به حكم زكى خان زند كشته شد . فرزندش محمد هادى خان چنان‌كه در « مجمع 2 : 581 » نوشته بملازمت جعفر قلى خان بن محمد حسن خان قاجار كه عم فتحعلى شاه بوده اشتغال داشته ، و بعد از آن ريش سفيد عمله خلوت آقا محمد خان گرديد و در آغاز سلطنت فتحعلى شاه به خدمت وى آمده و بعد از دو سالى مأمور خدمت حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس شد ، و آخر در سنه 1218 وفات كرد و جسدش را بنجف حمل كردند . فرزندش مرحوم رضا قلى خان صاحب عنوان ( عليه الرحمة و الرضوان ) از أجله و أعيان فضلاء دوران بوده ، و در شعرشناسى و شعرگوئى و احوال شعرا و عرفا و تاريخ متأخرين و قدما تبحرى تمام داشته ، و بااين‌همه مردى عارف و درويش و صوفىمنش و تقريبا اهل تمدن و سياست و حل و عقد امور مملكت نيز بشمار مىآمده . شرح احوالش را خود در « رياض العارفين » و همچنين « مجمع الفصحا 2 : 581 » نوشته و بعد از آن نيز در خاتمه « انجمن‌آرا » و مقدمه « رياض العارفين » و « فارسنامه ، گفتار 2 » و « طرائق 3 : 131 » و « شمس التواريخ » باختصار يا تطويل ذكر كرده‌اند ، و از همه آنها چنين برآيد كه وى در ساعتى تخمينا پيش از طلوع صبح شب پانزدهم ماه محرم الحرام اين سال مطابق ( . . . ) جوزا ماه شمسى در محله سنگلج طهران متولد شده و آن هنگام پدرش در ركاب فتحعلى شاه روانه خراسان بود ، و بدين مناسبت نام او را رضا قلى نهاد ، و همانا قلى در زبان تركى بمعنى غلام است ، و آن جماعت ؛ مضاف اليه را قبل از مضاف مىآورند ، پس معنى رضا قلى ( غلام رضا ) باشد ، و چون پدرش به تحصيلدارى فارس بشيراز رفت وى را بهمراه خود بدان ولايت برد و او پس از وفات پدر بطهران آمد و بمناسبت جمعى از خويشان مادرى با مادر خود و ساير متعلقين ببارفروش مازندران توطن نمود ، و مرحوم محمد مهدى خان شحنه كه پسر عم مادرش بود بتربيت وى همت گماشت و چيزى نشد كه مادرش در سفر مكه معظمه وفات كرد و او باز بفارس آمد ، و چون طبعش بسخن موزون مايل بود در آن مملكت هماره با اهل فضل و كمالش نشست و برخاست دست مىداد و كم كم لب به گفتن اشعار گشود و تخلص خود را از نخست چاكر قرار داد ، و نيز در آن