* ( 208 - تولد مجنون شاعر تويسركانى ) *
وى شيخ محمد حسين بن شيخ غلامحسين از أحفاد مرحوم شيخ ابو سعيد ابو الخير خراسانى ( رحمه اللّه ) است .
مرحوم شيخ ابو سعيد فضل اللّه بن ابو الخير محمد سعدى مشهدى ( قدس اللّه تعالى روحه العزيز ) از اجله و معاريف عرفاء بزرگوار و اهل توحيد و تصوف و معرفت و يقين بوده و شعر هم مىگفته و در بسيارى از كتب احوال او نوشته از آن جمله « مجمع الفصحا 1 : 67 » تولدش يكشنبه غره محرم سنه 357 مدت عمرش 88 سال و 7 ماه و 3 روز ، وفاتش شب جمعه 4 شعبان سنه 445 ، قبرش در مهنه كه آن را ميهنه نيز گويند و آن قصبهء بوده از توابع خابران ( يا خاوران ) و آن ناحيهئى است از خراسان ميانه سرخس و أبيورد ، و معلوم نيست در چه وقت اعقاب او بتويسركان آمدهاند كه اكنون مىبينيم بعد از هشت قرن اين مجنون صاحب عنوان را از اعقاب او مىنويسند .
و بههرحال مجنون از بزرگان شعراء اين مائه سيزدهم بلكه از علماء آن بوده .
و همانا او در اين سال در تويسركان متولد شده ، و چندى در نزد آقا طاهر مدرس كه در سنه 1244 وفات كرده درس خوانده و تا او زنده بود أنسى تمام بوى داشت و پس از وفات او ميل مسافرت كرده و به مكه معظمه رفت و پس از مراجعت بتويسركان دست ارادت بميرزا نصير الدّين مجتهد كه در سنه 1278 وفات كرده داد ، و پس از وفات او كه چندان خود نيز زنده نبوده انزوا گرفت و بگوشهنشينى بسر برده تا وفات كرد .
و او منظومات چندى دارد : اول « سفرنامه مكه » به وزن ( فاعلاتن مفاعلن فعلن ) .
دوم كتاب « عشق حقيقى » بر وزن مثنوى مولوى . سوم « غزليات » متفرقه چندى كه اين غزل از آنها اينجا نوشته شد :
بعد از هزار سال كه گل رويد از گلم * باشد هنوز حسرت روى تو در دلم
اى شمع بزم حسن ز غم مردم و نشد * روشن ز شمع روى تو يكبار محفلم
من ترك جان خويشتن آسان گرفتهام * گردد روا ز لعل تو گر كار مشكلم
زاهد دهد بشارت خلدم ولى ز خلد * بيزارم ار شود سر كوى تو منزلم
بستى هزار بار و شكستى هزار بار * پيمان ، و من همان بسر عهد اولم
تا كى كشم ملامت دونهمتان ، بكش * شمشير ناز از كمر و ساز بسملم
مجنون بپاى كس ننهادم سر رضا