كاخر نشد بجز غم و افسوس حاصلم
و آخر پس از مدت شصت و پنج سال قمرى عمر در سنه هزار و دويست و هفتاد و نه وفات كرد .
* ( 209 - وفات آقا محمد على شيداى شاعر اصفهانى ) *
آقا محمد على مردى شاعر و ظريف و خوشطبع و عاشقپيشه و نظرباز بوده ، كه در شيراز نشو و نما كرده و در اواخر حال از كثرت افيون غالبا به حال نعاس و در مجالس از حال خود و حضار بىخبر بوده ، و در اين سال وفات نموده ، چنانكه در « مجمع الفصحا 2 : 248 » فرموده ، و اين اشعار را از او آورده :
اسير دام نشد تا دلم ندانستم * شكسته بالى مرغان رشته بر پا را
مرا بيگانه كرد از آشنايان * بنازم آن نگاه آشنا را
شتاب كن ز پى قتل من كه مىترسم * مباد ناز تو باعث شود درنگ ترا
با غير آمدى كه ترا اين ملال چيست * تنها چو بينمت به تو گويم كه حال چيست
كنون بپيش خدا چون ز دست جور تو نالم * كه سالها ز خدا كردهام طلب بدعايت
از تو مهجورم و در عالم انديشه دلم * هر نفس با تو سؤالى و جوابى دارد
ز من اگر تو برآنى كه مهر برگيرى * بدورى تو مرا هم بدل خيالى هست
به پيش من گذرد مهر سرگران از تو * كه با خبر نشوم با تواش وصالى هست
همانا شيدا تخلص چند نفر ديگر از شعراء غير او است : 1 - شيداى اصفهانى ديگر كه نامش ميرزا عباس خان بوده و در ( 1299 ) بيايد :
2 - شيداى اصفهانى ديگر كه نامش ميرزا سيد عبد اللّه و از شعراء انجمن دانشكدهء مؤسسه شيداى اول بود .
3 - شيداى رشتى كه نامش ميرزا سيد محمد خان بوده و در « تاريخ علماء و شعراء