كه لقب او را در طريقت رضا عليشاه نوشتهاند ، و او باصطلاح قطب دوازدهم مىشود چنان كه در « طرائق 3 : 74 » در حاشيه بالاى نام او ، وى را قطب دوازدهم نوشته ، و بعد از او قطب سيزدهم اين سلسله مرحوم حسين عليشاه است كه در ( 1234 ) بيايد .
در « طرائق 3 : 92 » فرمايد : چون سيد معصومعلى شاه و نور عليشاه قبل از شاه عليرضا ارتحال بدار بقا نمودهاند تعبير از آنها بقطب نشده و بعد از شاه عليرضا ، مرحوم حسينعلى شاه را قطب سلسله عليه ذكر مىنمايد ، انتهى . و بدين جهت ما نيز اتصال سلسله را در ترجمه وى تا به امام ( ع ) ذكر كرديم .
و بههرحال ، شاه عليرضا در اين سال چنانكه در « طرائق 3 : 75 » فرموده وفات كرد و قبرش در بيرون دروازه مغربى شهر حيدرآباد دكن بفاصله دو ثلث فرسنگ بر كوهى و بر آن عمارت باشكوهى است معروف بدرگاه شاه محمود و قبر مرشدش شيخ شمس الدّين و همچنين مرشد او مير محمود نيز در آن محل است ، و در آنجا شكفت و مغارههايى است كه موجب ترس و هراس آدمى و رياضتگاه مرتاضين مىباشد و طوايف مختلفه و مردمان مذاهب متفرقه از مسلمان و هنود و غيره هماره در آنجا رفت و شد نموده و هيچكس را با كسى كارى بلكه ياراى گفتارى نيست و هركس در مذهب و مشرب خود آزاد و بفراغت خاطر بسر مىبرد .
و در « طرائق » عمر او را صد و بيست سال نوشته ، و در « رياض العارفين » صد و چهل سال ، و اين رباعى را بوى نسبت دادهاند :
قاصد تو و مقصد تو و مقصود توئى * شاهد تو و مشهد تو و مشهود توئى
بر ديدهء دل نيست كسى جز تو عيان * عابد تو و معبد تو و معبود توئى
* ( 207 - وفات شيخ محمد جوهرى سنى ) *
وى فرزند احمد بن حسن بن عبد الكريم ، و خود از علماء و ادباء و معروف بجوهرى صغير است چنانكه در « معجم المطبوعات : 722 » نوشته ، و كتابى دارد بنام « اتحاف اولى الالباب » در آنچه متعلق به « سى » است از اعراب ، كه آن را در شرح منظومهء خودش در اعراب « لا سيما » تأليف كرده ، و در اين سال وفات نموده .