صدر اول تا اين عصر نشده بود ، كتاب مستطابش در اصول كه باسم « فرائد » شهرت گرفته با كتب ديگر كه در فقه و غيره دارد بكرات مطبوع افتاده اينك در قلمرو سلطنت تشيع مدار تدريس بمصنفات آن بزرگوار است ، و اسلوب استدلال در احكام و اجتهاد در فروع بطريقه دقيقه وى ، اطوار اين وجود مسعود مصدق حديث « علماء امتى كأنبياء بنى اسرائيل » بود ، ملت شيعه اثنىعشريه از اهالى مملكت ايران و گروهى انبوه كه در هند و بلاد روسيه و بعضى از ايالات عثمانيه و چند شهر افغانستان و تركستان و غيرها هستند هرساله از بابت اوقاف و زكوات و اخماس و سهم امام و مظالم و امثالها قرب دويست هزار تومان بمحضر أطهر او ايصال مىداشتند ، و او به اندازه يك مستحق مقتصدى نيز در حق خود از آن وجوه تصرف نمىفرمود ، و همه را در نهايت احتياط الى دينار آخر بدست ارباب استحقاق مىرسانيد ، در جميع دوران رياست عام و نيابت امام عليه السلام يك نفر نوكر بيشتر نداشت ، آن هم مردى متقى از سلك ارباب عمايم بود موسوم بحاج ملا رحمة اللّه ( رحمه اللّه ) كه همه جا بههمينجهت مشهور است ، الغرض اين شخص بزرگوار حقيقة از اعاجيب ادهار و نوادر روزگار بود ، و در علم و عمل و زهد و تقوى و ورع و عبادت و رياضت از طراز اولين و آخرين محسوب مىگردد ، استقصاء مراتب و مقامات و تاريخ و ماجريات و أخبار و آثار وى من جميع الجهات يك مجلد بزرگ و كتابى كلان خواهد شد ، اين دولت مؤبد و سلطنت مخلد را در مقام افتخار اين علامه روزگار و خلاصه ادوار بر هزاران عهد از قرنهاى سلف مزيت و شرف مىبخشد ، انتهى .
و در « مستدرك 3 : 383 » فرمايد : در علم و تحقيق و دقت و زهد و ورع و عبادت و كياست به جائى رسيد كه هيچيك از پيشينيان وى بدان دست نيافتند و كسانى كه پس از او آمدند گرد آن نگرديدند ، و هريك از علماء اعلام و فقهاء كرام كه بعد از او آمدهاند افكار و انظار خود را بر مؤلفات وى انداخته و همه اعتراف بعجز از بلوغ بمقامات عاليه او نمودهاند ، انتهى .
و در « تاريخ اصفهان » گويد : ( الفضل ما شهدت به الاعداء ) باليوز انگليس در بغداد كه دو سال خواست بحضرتش مشرف آيد و نتوانست ، تا روزى در بيابان از دور مشاهده جمال آن بزرگوار را نمود ، گفت : اين مرد يا عيسى بن مريم است يا نايب خاصش ، و والى بغداد بسلطان عثمانى عرض نمود : و اللّه هو الفاروق الاعظم ! انتهى .
و در « لؤلؤ الصدف » فرمايد : هركجاى عالم تدريس شود لا بد و ناعلاج بايد
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٤٩٦