از كلمات او گفته شود ، نسخ تمام كتب اصوليه فرمود برسائل خود و تقريرات شاگردان خود ، و باب كتابخانه فقها را مسدود كرد بكتب فقهيه خود ، انتهى .
و در « زندگانى و شخصيت : 130 » فرمايد : تأليفات شيخ بسيار و در نهايت اشتهارند و داراى تحقيقات و موشكافىهاى عجيب ، و بالاخره نماينده احاطه كامل و تبحر و جامعيت او و مورد اعتناى أكابر دانشمندان شيعه و علماى اسلام و محل استفادهء افاضل فقهاى مكتب جعفرى مىباشند ، و با فهم عبارات و رموز و دقائق آنها افتخار مىورزند ، انتهى .
و در ( ص 131 ) فرمايد : در تأليفات شيخ تعقيد و اغلاق و ألفاظ مشكله و غير مستعمله پيدا نمىشود ، بلكه با قلمى خالى از هرگونه تسامح ، معانى بسيار را در جملات كوتاه و اندك پرورانده و همين هم سبب شده كه آنها در جميع حوزههاى علميه از كتب درسى و مدار تعليم و تعلم قرار گرفتهاند .
و هم آنجا فرموده كه شيخ با آنكه چشمش منحصر بفرد و باآنهمه گرفتاريهاى مرجعيت يك دنيا شيعه و رسيدگى بتربيت و تدريس امور طلاب و محصلين علوم دينيه و جواب مسائل ؛ زياده بر سى جلد كتاب تأليف نموده كه هركدام در موضوع خود كمنظيرند .
و بالاخره در آن صفحه تا ص 134 تأليفات او را بشرح ذكر كرده كه با اندك تغييرى در بعضى از عبارات وى بدين تفصيل است :
تأليفات شيخ :
اول « اثبات التسامح » در ادله سنن كه در « الذريعة 1 : 87 شماره 413 » فرموده و هم در « ج 4 ص 174 شماره 862 » آن را دوباره ذكر كرده .
دوم « اصول الفقه » در يك مجلد ضخيم شامل 62 مبحث از مباحث ألفاظ و ادله عقليه كه نيز در « الذريعة 2 : 210 شماره 816 » فرموده .
سوم « حاشيه بر استصحاب قوانين » كه در « زندگانى و شخصيت : 131 » گويد در دزفول موجود است .
چهارم « حاشيه بر ترجمه نجاة العباد » ، در « زندگانى و شخصيت : 132 » فرمايد كه چون اصرار زياد بدان جناب شد كه رساله عمليه نشر دهد ، و او از شدت ورع و ملازمت احتياط امتناع مىورزيد ، آخر الامر از براى احترام علماء پيشين و باقى ماندن اسامى آنان ، بر بعضى از رسالهها جهت مقلدين حاشيه نوشت ، و از آن جمله همين حاشيه « نجاة العباد » است ، انتهى .
و أيضا يكى ديگر « حاشيه نخبه » حاجى كرباسى است .