تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
است چون از او كم شود 1274 باقى ماند . 1274 1296 - 2570 در « طرائق الحقائق 2 : 60 تا 68 » چندين نفر از سلسلهء چشتيه را كه از ابراهيم أدهم جارى شده ذكر كرده و در آنها ميرزا امين شيرازى كه اينجا وى را شيخ طريقت صاحب عنوان آورده به نظر نرسيد ، و ميرزا عبد الوهاب محرم مذكور فرزند ميرزا محمد على محرم ابن آقا محمد هاشم زرگر اصفهانى است ، و آقا محمد هاشم در خط نسخ نامش به همه جا رفته و ديار اسلاميه را فرا گرفته . و يكى از فرزندان فتحعلى شاه كه با صاحب عنوان الفتى داشت در همان سال وفات وى كه بجمع اشعار حكيم قاآنى مشغول بود اشعار او را نيز جمع نموده و زياده بر بيست هزار بيت شد ، پس پنج هزار بيت آن را انتخاب و با ديوان حكيم بزرگوار چاپ كرد و ما غزل مذكور را از آن نقل كرديم .

* ( 196 - وفات ميرزا عطاء الله 32 شيخ الاسلام تبريزى ) *

شيخ الاسلامى ، رتبه و منصبى است كه از طرف سلاطين ببعضى اشخاص داده مىشود و ما در اين كتاب در ( سال 1226 ) سخنى چند در اطراف اين كلمه بيان مىكنيم ، و باز مىنمائيم كه در هر شهر و ولايتى اشخاصى بدين لقب و منصب ممتاز و سرافراز بوده و هستند ، و از آن جمله شيخ‌الاسلام‌هاى تبريز ( يا آذربايجان ) است و چون چندين سال است كه اين منصب در اين مملكت در يك خانواده مانده و هماره از پدرى بپسرى يا خويش نزديك‌ترى مىرسد . طايفه‌ئى آنجا تشكيل شده بعنوان شيخ‌الاسلام‌هاى تبريز ( يا شيخ الاسلامى ) ، و چون از زمان سلاطين صفويه ( انار اللّه براهينهم ) « 1 » تا عقب‌تر هميشه قاضى اين ولايت بلكه بعضى وقت‌ها قاضى بعضى از جاهاى ديگر نيز از اين سلسله بوده آنها را طايفهء قاضىها هم مىگويند ، و چون معروف‌ترين شخص آنها در اوائل شيخ الاسلام شدن امير عبد الوهاب كه اينك بنام او مير سيم بوده ، و اين خانواده همه از اولاد او بهم رسيده‌اند آنها را سادات وهابيه ( يا عبدالوهابى ) هم مىخوانند و در اين كتاب هريك از آنها بيكى از اين سه عنوان : ( شيخ‌الاسلامىها - قاضىها - سادات وهابيه ) معنون و مرقوم مىشوند ، و قبل از اين سلسله ؛ شيخ الاسلام تبريز چنان‌كه در
هامش
( 1 ) قال فى « تاج العروس » : الانارة التبيين و الايضاح . و منه انار اللّه برهانه . أى لقنه حجته .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 478 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )