تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
گيسوى چون زنار او آرايش رخسار او * يك شمه است از كار او كفرى كه ايمان پرورد دارم بشاهى دست‌رس كو منبع فيض است و بس * در سايهء بال مگس شاهين‌پران پرورد شاهان همه هندوى او شادىكنان در كوى او * هر مورى از نيروى او چندين سليمان پرورد گو خصم ارباب صفا از سحر سازد مارها * تا دست موسى از عصا خونخواره ثعبان پرورد همت مجو از هر خسى در فقر جويا شو بسى * درويش مىبايد كسى كز سير سلطان پرورد پيرى ، فروغى سوى من دارد نظر در انجمن * كز يك فروغ خويشتن صد مهر رخشان پرورد شاه جوان مردان على هم در خفى و در جلى * آن كز جمال منجلى خورشيد تابان پرورد
و فروغى تخلص چند نفر ديگر غير از صاحب عنوان است : اول فروغى استرآبادى دويم فروغى اصفهانى كه نامش ميرزا محمد است و از فضلا و حكماء اصفهان بوده و در مجسطى مهارتى كامل داشته و در اواسط عمر سفارت و سياحت كرده و با تيمور شاه افغان ( كه در عنوان 142 سال 1209 ص 352 گذشت ) راه يافته و ملك‌الشعراء وى شده و اين دو بيت از او نوشته شد :
ز وصل نيست مرا بهره‌اى ز بس‌كه بمحفل * در اضطراب ز طبع بهانه جوى تو باشم بر سر تربت فروغى دوش * ناله مىكرد غم ز تنهائى
سيم فروغى اصفهانى ديگر كه او ميرزا محمد حسين خان ذكاء الملك است و در ( 1255 ) بيايد . چهارم فروغى قزوينى ، و احوال او و اول هر دو در « آتشكده » است . پنجم فروغى نيشابورى كه در « مطلع الشمس ، ج 3 » نوشته ، و بجمله با اين فروغى صاحب عنوان شش نفر شاعر فروغى تخلص بشوند . و بالاخره ، فروغى صاحب عنوان در روز سه‌شنبه بيست و پنجم ماه محرم الحرام سنه هزار و دويست و هفتاد چهار مطابق ( . . . ) سنبله ماه برجى در طهران وفات كرد ، و ميرزا عبد الوهاب محرم يزدى در ماده تاريخ وى فرموده :
بىفروغى هست و خورشيد سخن اندر حجاب
عبارت ( هست و خورشيد سخن اندر حجاب ) 2570 مىشود و عدد فروغى كه 1296