و تا دوسه روزى همه روز حسب المعمول بمجلس درس آمد ، تا يك روز با جوش و خروش تمام فرمود : تا كى بگويم ؟ ! تا چند بگويم ؟ ! سرم صدا برداشت ! هركس فهميد فهميد ، و هركس نفهميد . . . ! و اين وقت كتاب « اسفار » را به زمين گذاشت و روح پرفتوحش به آسمان و عالم بالا و عليين پرواز كرد . پس در ( ص 86 ) فرمايد :
و اين قضيه در بيست و پنجم ماه ذى قعدة الحرام يكهزار و دويست و هشتاد و نه اتفاق مىافتد .
آنگاه اشعارى از پدرش و ديگران در ماده تاريخ او نقل مىكند كه سال آن را هزار و دويست و نود مىرساند ، و آن ظاهرا اشتباه است ، چنانكه در روز و ماه آن نيز اشتباهى رخ داده كه گويد : در 25 ذىالقعده اظهار انزجار از زندگانى نمود و تا دوسه روز گذشت و در 25 ذىالقعده وفات كرد ، كه در اين صورت بايد در آخر ذىالقعده يا يكى دو روز پيشتر وفات كرده باشد .
و قول درست در تاريخ او اين است كه در « مطلع الشمس 3 : 200 » ( از قول آقا محمد اسماعيل فرزند آن مرحوم در حضور زوجهاش كه در پس پرده نشسته و براى تقرير و تصحيح آن استماع مىنموده ) نوشته كه وى در بيست و هشتم ماه ذى الحجة الحرام سنه هزار و دويست و هشتاد و نه ، سه ساعت بغروب مانده وفات كرده .
اما اين اشتباه در اغلب مواضعى كه شرح أحوال او را نوشتهاند رخ داده ، و اشعار و ماده تاريخها برطبق آن گفتهاند ، و علت آن اين است كه يككلمه سال تولد را غريب و مدت عمر را حكيم و در نتيجه وفات را 1290 گرفتهاند ، و همه دانسته يا ندانسته اين تناسب اتفاقى غريب و حكيم را از دست ندادهاند ، و آنها كه مىدانستهاند نظر به اين داشتهاند كه دو روز كه باقى مانده تا 1290 ، چيزى نخواهد بود ، و خصوصا اگر اتفاقا در آن سال ذىالحجه ناقص بوده كه ما هنوز اين را ندانستهايم ، و وفات چون عصر 28 ذىالحجه بوده ، آن يك روز 29 را چيزى ندانستهاند ، و اين مسامحه بسى ناروا و موجب اشتباه در تواريخ خواهد بود ، و فقط در « مطلع الشمس » اين ماده را از شاگردش ملا محمد كاظم « سر » كه گذشت :
اسرار چو از جهان بدر شد * از عرش بفرش ناله برشد
تاريخ وفاتش ار بپرسند * گويم : ( كه نمرد زندهتر شد )
و در « دانشوران خراسان : 285 » در پاورقى اين يك را از سالك بيهقى :