تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
جو را اشتباها از انبارى كه مخصوص آن داراى خرمن كشف و كرامت و دهقان مزرع ارشاد و امامت بود حمل كردند و چون به آخورها ريختند - سبحان اللّه ! - كه آن مقيدان زبان‌بسته بصير چون مجردان رسته چشم و دل‌سير ، سلسله جسارت از هم گسستند و دانه‌اى از آن جو را نشكستند .
اين سخن را چون در از فرصت نما در گوش جان * با خبر يك جو گر از اسرار امكان نيستى گر كه حيوانى چنين انديشد از امر خدا * گر تو بارى از خدا ننديشى انسان نيستى قصه كوته از پى نظاره اسرار حق * چشم دل بگشا كه آخر كم ز حيوان نيستى
مختصر ؛ در اثر اين حالات و اخلاق و آداب و مقامات عاليه ، بزرگان اهل ادب و عرفان و مؤلفين صاحب تحقيق و ايقان هريك در احوال او مطالبى نغز و كلماتى پرمغز نوشته‌اند ، چنان‌كه مرحوم اعتماد السلطنه ( عليه‌الرحمه ) كه در ( 1313 ) بيايد و كتب مفيده عديده بمعرض تأليف و اشتهار درآورده و در هرجا نام اين بزرگوار و ساير اهل علم و عرفان را برده بكمال احترام و ادب آنان را ذكر كرده ، در كتاب « مطلع الشمس 3 : 194 » در ذكر سبزوار فرمايد : بزرگتر مزيت اين شهر آنكه تقريبا در نيمه آخرى از مائه سيزدهم هجرى اين بلده بوجود حكيمى عارف و مردى كامل و فيلسوفى مرتاض و پيرى فياض رونق يافته و انوار معارف از اين خطه شريفه به هر جانب تافته بود ، و آن فارس مضمار معرفت و ايقان و پيشرو سالكان طريق هدايت و عرفان مرحوم حاجى ملا هادى سبزوارى - تغمده اللّه برضوانه - بود كه از اشعه و انوار حكمت عالم علم و درايت و حوزه شريعت و طريقت و حقيقت را مزين و منور مىنمود ، در حقايق مىسفت و در حضيض ناسوت از ملكوت و لاهوت سخن مىگفت ، در كسوت تجرد بسر مىبرد ، و زنگ علايق از دلها مىسترد ، انتهى . و هم او در كتاب « المآثر و الآثار » كه در سنه 1306 تأليف كرده در باب دهم كه آن را براى ذكر رجال علمى زمان ناصر الدّين شاه قرار داده در ( ص 146 ) عنوانى براى آن جناب منعقد نموده و در طى آن درباره او چنين فرموده : فيلسوف أعظم دوران و حكيم على الاطلاق در تمام ايران ، اين بزرگوار بود . وى در دوران اين پادشاه چنان
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 456 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )