تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
عصر خويش داشته كه ظاهرا از مدارك عمدهء « مجمع التواريخ » و « مجمل التواريخ » گرديده ، و چنان‌كه شنيدى پس از سلطنت پدر متولىباشى مشهد گرديد ، و بعد از خلع وى بعتبات و از آنجا نامهء پدر را برداشته بهند رفت ، و چون بدهلى رسيد أوضاع سلطنت عالمگير را آشفته ديد ، و دانست كه كمكى از وى نتواند به عمل آيد . بدين جهت ببنگاله آمد كه از آنجا بعتبات برگردد ، پس مهابت جنگ ، صوبه‌دار آنجا ، وى را نزد خود نگاه داشت ، و در اين بين برادرش سلطان على ميرزا هم از عتبات رسيد ، و هر دو در بنگاله ماندند ، و بتدريج كسان ديگر خود را هم بدانجا طلبيدند ، و داود ميرزا در سال ( 1195 - 1196 ) در مرشدآباد هند بوده ، و در اين سال بنص « مجمع التواريخ : 144 » در مرشدآباد وفات كرد ، و در مقدمه « مجمع ص - ج » وفات او را در سنه 1203 نوشته كه ظاهرا اشتباه است ، و سه پسر و پنج دختر از وى بازماندند . يكى از پسران ؛ مرحوم ميرزا محمد خليل ( يا خليل ميرزا 34 ) صفوى است كه از اهل علم و ادب و تاريخ بوده ، بلكه در رياضيات و حديث و تفسير نيز تبحر و تبرز داشته ، و چنان‌كه در ( ص : ج ) مقدمهء « مجمع التواريخ » نوشته در سنه 1192 بأمر پدر از اصفهان بهند رفت و آنجا سكونت نموده ، و بموجب مقدمهء « مجمل التواريخ - ص : يا ) در سنه 1209 در اصفهان بوده و چندين كتاب تأليف فرموده : اول : « حاشيه بر أنوار التنزيل » كه تفسير بيضاوى باشد . دويم : « حاشيه بر تحرير اقليدس » تأليف خواجه نصير ( ره ) . سيم : « حاشيه بر شرح تذكرهء خواجه » در هيئت . چهارم : « حاشيه بر عقائد شيخ » . پنجم : « حاشيه بر مدارك » . ششم : « حاشيه بر من - لا يحضره الفقيه » . هفتم : « كتابى در أنساب سادات مرعشيه » . هشتم : كتاب « مجمع - التواريخ » در وقايع ابتداء آشوب ايران در أواخر شاه سلطان حسين تا حين تأليف ، و بخصوص شرح مبسوطى در سلطنت جد خود كه در اين صفحات مكرر از آن نقل كرديم . تأليف آن سال ( 1207 - 1208 ) ، و آخر در حدود سال 1220 وفات كرده و در بنگاله دفن شد .