تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
تحريص كردند ، به شرحى كه در كتب تواريخ ؛ آمدن وى و تسلط بر شاهرخ ميرزا نوشته شده ، و شاهرخ پس از اين قضيه امر كرد زبان جناب ميرزا سيد محمد را نيز بريدند . ليكن پس از قطع لسان از فصاحت او چيزى كاسته نشد . و اين واقعه خلع او و نصب ثانوى شاهرخ ميرزا در 11 ع 2 رخ داد . پس مدت سلطنت وى از 5 صفر تا آن روز 66 روز بوده ، و وى پس از اين واقعه احتياط نموده فرزند اكبر خود سلطان داود ميرزا صاحب اين عنوان را با فرزند اوسط خود سلطان على ميرزا بعتبات عاليات فرستاد كه به زيارت مشغول باشند ، و خود در مشهد مقدس ماند تا در سنه هزار و صد و هفتاد و هفت ؛ بنص « مجمع التواريخ : 145 » ، مطابق ( 1142 - 1143 ) شمسى ، هم در آن ارض اقدس به مرض سل وفات كرد ، و در صحن پائين پاى مبارك در مقبره‌ئى كه پدرش براى خود ترتيب داده بود دفن شد ، و در تذييلات « مجمل التواريخ » وفات او را در ( ص 298 ) در ( 1168 - 1169 ) نوشته . اين مرحوم ميرزا سيد محمد ، پنج نفر پسر داشته كه دويم آنها سلطان على ميرزاى 33 است ، و نوشتيم كه وى پس از خلع پدر بأمر وى با برادر بزرگ خود داود ميرزا بعتبات رفت ، و پس از يك سال پدرشان نامه‌ئى بسلطان عالمگير ثانى پادشاه هند نوشت و از او مدد در استخلاص خود خواست ، و آن را بعتبات فرستاد كه اين دو نفر برادر بهند ببرند . سلطان داود ميرزا همان وقت نامه را بهند برد و سلطان على ميرزا در عتبات ماند ، و پس از مدتى او هم بهند رفت ، و در سنه 1188 در بندر هوگلى در شمال كلكته بلا عقب وفات كرد . و سه نفر ديگر : سلطان حسن ميرزا 33 و سلطان قاسم ميرزا 33 و سلطان هاشم ميرزا 33 مىباشند كه در موقع خلع پدر ؛ همه صغير و در مشهد نزد او بازماندند ، و سلطان هاشم ميرزا سالها بعد از پدر زنده بود ، و در سنه 1218 كتابى بنام « تذكرهء آل داود » يا « زبور آل داود » در أحوال پدر خود و خاندان او تأليف كرده . فرزند اكبر ميرزا سيد محمد ، مرحوم سلطان داود ميرزا صاحب اين عنوان است كه از اهل علم و أدب بوده ، و يادداشت‌هائى در سلطنت و وقايع پدر خود و ساير حوادث