از صعيد مصر متولد شده و آنجا قرآن مجيد را حفظ كرد و تجويد آن را ياد گرفت ، و بواسطه طلب علم بجامع الازهر رفته و وارد مدرس علماء گرديد ، و از شيخ حفنى طريقهء خلوتيه و تلقين ذكر را تلقى نمود و از بزرگترين خلفاء وى شد ، و علم فقه را در نزد شيخ صعيدى خواند .
شيخ احمد مردى سليم الباطن خوشنفس كريم الاخلاق بوده و پس از وفات شيخ على صعيدى ، شيخ مالكيه و مفتى و ناظر اوقاف صعيدىها گرديد و نه تنها شيخ طايفهء رواق بلكه شيخ اهل مصر بتمامه در ظاهر و باطن شد ، و در امر بمعروف و نهى از منكر و سعى در امور خيريه اقدامى تمام داشت ، و در اواخر عمر مدتى بيمار و بسترى بود تا بالاخره در اين سال وفات كرد و در زاويهئى كه خود بناء كرده بود دفن شد ، و اينك صورت تأليفات او :
اول : كتاب « أقرب المسالك » بسوى مذهب امام مالك . دويم : كتاب « تحفة - الاخوان » در اصول و آداب تصوف و عرفان . سيم : ايضا كتاب « تحفة الاخوان » در علم بيان كه خود هم شرحى بر آن نوشته چنانكه بيايد . چهارم : « حاشيه بر قصه معراج » نجم الدّين غيطى كه در سنه 1284 در بولاق با قصه مذكوره در حاشيه آن چاپ شده . پنجم : كتاب « الخريدة البهيّة » در عقائد توحيديه كه آن منظومهئى است در فقه مالك . ششم : شرح كوچكى بر « اقرب المسالك » كه تا باب جنابت رسيده و شاگردش شيخ مصطفى عقباوى آن را تمام كرده و در سنه 1220 از تكميل آن فارغ شده هفتم :
شرح بزرگى بر مختصر سيدى خليل در فقه مالك . هشتم : « شرح رساله بيان » تأليف خودش كه ذكر شد . نهم : « شرح فوائد الفرائد » كه آن منظومهئى است در ضابط عقائد از شيخ مصطفى بكرى صديقى . دهم : كتاب « مولد النبى » صلى اللّه عليه و آله كه شيخ أحمد باجورى كه در ( ص 72 ) گذشت حاشيهئى بر آن نوشته .
* ( 67 - وفات بى خود ، شاعر دهلوى ) *
وى از شعراء اين عصر ، و اصلا از كشمير بوده ، و در اين سال در عظيمآباد وفات نموده ، چنان كه در « الذريعة 9 : 152 » فرموده .