تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
بدعت و آورنده‌اش مبدع در دين و از مفسدين فى الارض باشد ، و قتلش لازم است . شيخ حسن گفت كه اين قرطاس است ، و لا عمل فى القرطاس حاكم بر عدم اعتناء كتاب و عدم لزوم اعتقاد صاحب كتاب برآن كتب است ، و اما امر بكتب در آيهء فليكتب بينكم كاتب ، و إملال در آيهء فليملل وليه محمول برآن است كه صاحب كتب چون خط خود را ببيند بخاطرش بيايد و علم حاصل كند و شهادت خود را أداء نمايد ، نه اينكه اين‌گونه كتب بنفسه حجت باشند ، و اين دو نفر كه آورندهء اين كتاب مىباشند عالم نيستند به آنچه در او است ، و مطالب آن را اعتقاد ندارند ، اكنون ايشان را احضار نمائيد و اعتقاد آنها را استفسار كنيد . پس آن دو نفر را احضار كردند ، و اعتقاد ايشان را استفسار نمودند ، ايشان گفتند كه ما را به آنچه در اين كتاب است خبرت و آگاهى نيست و اعتقاد ما اعتقاد عامهء مسلمانان است ، پس شيخ گفت : قتل ايشان چگونه روا باشد و ايشان رسول بوده‌اند و آقا سيد ابراهيم نيز در اين احكام تصديق شيخ حسن نمود ، و آقا سيد ابراهيم نهايت جبن داشته و بسيار مراعات تقيه مىنمود . پس پاشا كتاب را گرفت ، و آن دو نفر را مرخص ساختند و هداياى بسيار بشيخ و سيد عطاء نمود ، از آن جمله به آقا سيد ابراهيم ساعتى داد كه مبلغ شصت تومان به قيمت درآمد ، و باعزاز تمام شيخ و سيد را بتخت روانى نشانيد و بنجف و كربلاء روانه ساخت انتهى . اينك صورت تأليفات او : اول : كتاب « انوار الفقاهه » در فقه در چندين جلد كه جميع كتب فقهيه به ترتيب از آن بيرون آمده ، غير از كتاب صيد و ذباحه ، و سبق و رمايه و حدود و ديات ، چنان‌كه در « الذريعة 2 : 437 » فرموده ، با ذكر كتاب ديگرى كه بدين نام تأليف شده ، و در « مستدرك » نام آن را « انوار الفقه » آورده ، و در « روضات » نوشته كه : گويا ديده‌ئى مانند آن را در كثرت تفريع و احاطت بنوادر فقه و استقامت در طريق استدلال نديده باشد انتهى . و در « قصص : 148 » فرمايد : از جمله فتاواى او اين است كه غليان كشيدن مفطر صوم نيست ، و عبارتش اين است : لا بأس بدخان التنباك انتهى . دويم : « شرح اصول كتاب كشف الغطاء » تأليف پدر بزرگوار خويش . سيم :