جماعتى از أهالى نور در خدمت حجة الاسلام شهادت بر فسق او دادند ، پس سيد او را تفسيق نموده ، و فتحعلى شاه او را به جهت فتواى غليان بطهران آورد ، براى اينكه تأديبش كند ، در حضور با او محاجه كرد ، و سخنان ناشايسته بميرزا گفت . ميرزا عرض كرد كه أعلم العلماء شما آقا سيد محمد باقر است ، بفرستيد بيايد در طهران و در باب غليان با من گفتگو كند . سلطان گفت : آخوند تو مخبوط و مصروعى ؛ آقا سيد محمد باقر كذائى از اصفهان از براى من و تو مىآيد بطهران ؟ ! پس بعضى از اعيان توسط نمودند و سلطان از او گذشت انتهى .
و شايد مراد صاحب « قصص » از تفسيق سيد ، صاحب عنوان را ؛ كلامى باشد كه در « البدر التمام : 19 » از كتاب « سؤال و جواب » سيد نقل كرده بدين عبارت : و اما آنچه در اين اوقات استماع شده كه در بلاد طبرستان كسى ادعاء نموده كه غليان كشيدن در ماه مبارك رمضان جايز و بىعيب ، بلكه خود مىكشد و ترغيب مردم در كشيدن آن مىنمايد ، اگر اصل داشته باشد ، چنين كسى قابل تصرف در احكام خلاق جهان جلت عظمته نيست ، بلكه چنين أشخاص مخرب شريعت پيغمبر آخر الزمان و مطرود درگاه وهاب على الاطلاق مىباشند . بر كافه اهل ايمان اجتناب از ايشان بلكه اهانت آنها لازم است انتهى .
و اينك تأليفات و ساير حالات او از « دارالسلام » :
اول : كتاب « تشويق العارفين » در موعظه بنظم . دويم : « جواب مسائل و حاشيهء كتب و رسائل متفرقه » . سيم : كتاب « دلائل العباد » در شرح ارشاد ، يعنى كتاب « ارشاد - الاذهان » در احكام ايمان تأليف مرحوم علامه حلى ( ره ) در فقه از طهارت تا أطعمه كه جامع اقوال و اخبار و تحقيقات بيرون از شمار وجودت الفاظ و حسن عبارات است ، در چند جلد بدين تفصيل : 3 جلد در طهارت ، 4 جلد در صلاة ، جلدى در زكات و خمس و روزه ، جلدى در مكاسب ، جلدى در دين و توابع آن ، جلدى در اجاره و ملحقاتش ، جلدى در ميراث و قضاء . جلدى در صيد و ذباحه و أطعمه و أشربه ؛ كه بجمله سيزده جلد بشود و باقى ابواب فقه از آن ظاهر نشده . چهارم : « رسالهئى در اشتقاق و تصريف » . پنجم :
« رسالهئى در امامت » ، ششم : « رسالهئى در جواز هبهء ولى » مدت زوجه منقطعهء مولى عليه را . هفتم : « رسالهئى در رضاع » . هشتم : « رسالهئى در روزه » . نهم :
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٨