اول : اشعار چندى كه « در مجمع الفصحاء 2 : 288 » تصريح كرده كه آنها جمع نشده . دويم كتاب « سهام عباسيه » در فقه . سيم : كتاب « شيم فخرى » كه مطالب مهمهء شريعت و حقيقت را در نهايت وضوح و اختصار در آن درج كرده . چهارم :
كتاب « نگارنامه » در جغرافيا .
حاجى در اشعار نسبت بلقب استاد خود ملا عبد الصمد كه فخر الدّين بوده ، تخلص فخرى مىنموده ، گرچه لقب خود او را نيز در « مجمع » فخر الدّين نوشته ، و اينك اين دو شعر از او اينجا نوشته شد :
ساقى بده رطل گران زان مى كه دهقان پرورد * انده برد ، غم بشگرد شادى دهد جان پرورد
در خم دل پير مغان ، در جام ؛ مهر زرفشان * در دست ساقى قوت جان ، رخسار جانان پرورد
در « مجمع الفصحاء 2 : 160 » غزلى از مرحوم ميرزا محمد تقى سپهر كاشانى كه اين مطلع را گرفته و تعقيب نموده آورده ، و نيز مرحوم فروغى بسطامى كه در 1213 و حكيم قاآنى كه در 1222 بيايند هريك غزلى گفته كه اين بيت صاحب عنوان را مطلع آن قرار دادهاند .
و همانا فخرى كه تخلص او بوده ، تخلص چند نفر ديگر از شعراء نيز مىباشد كه فهرست أسماء آنها در 1298 بيايد .
حاج ميرزا آقاسى بعد از وفات موسى خان فرزند حسينقلى خان ثانى برادرزادهء فتحعلى شاه ، زوجه او عزت نساء خانم دختر فتحعلى شاه را بزوجيت گرفت ، و فرزند او شيخ محمد جعفر از جمله علماء بوده ، كه در « المآثر : 162 » او را عنوان كرده ، و فرمايد : در نجف سكنى داشت ، و نامش در عداد مجازين از حاج سيد محمد شفيع جاپلقى مسطور است انتهى .
برادرزادهء او نيز كه پسر عم شيخ محمد جعفر مىشود و نامش على آقا بوده ، بهطورىكه در « طرائق 3 : 142 » فرموده از جمله عرفاء زمان و ساكن شهر خوى آذربايجان بوده ،
* ( 41 - وفات شيخ عبد الرحمن بنانى مغربى ) *
وى فرزند جار اللّه و خود از علماء اهل سنت بوده كه حاشيهئى بر شرح شيخ