تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
و مقالات وى سير نمىشد ، و بميل ؛ آن محفل انس را ترك نمىكرد . مرحوم رضا قلى خان هدايت كه در اوقات حيوة وى چندين سال در شيراز بوده و هماره با او حشر و معاشرت داشته ، در « مجمع الفصحاء » در وصف آن جناب نوشته :
عجب دارم از آن دل وز ملالش * كه باشد راه در بزم وصالش
مرحوم وصال يك بدست زمين نداشته و هماره امور معاش را از كتابت كلام اللّه مجيد مىگذرانيده و غالبا آن صحايف مكرمات يا قطعه‌هاى خط و دعوات را براى بزرگان هديه مىنمود ، و امر معاش را بدانها منظم مىفرمود ، و در سى و دوسالگى زنى از خويشان خود را تزويج كرد ، و در مدت عمر كتب و تأليفات چندى بعرصهء ظهور و بروز آورد از اين قرار : اول : كتاب « بزم وصال » كه آن منظومه‌يى است مثنوى بر وزن « شاهنامه » شامل چهل بزم در حكايات شيرين و دلنشين و آن را در زمانى كه با خوانين قشقائى مسافرت كوتاهى نموده ، و چهل شب هر شبى را در منزلى بسر مىبرده سروده . دويم : « تتميم مثنوى شيرين و فرهاد » يا « خسرو و شيرين » وحشى . مرحوم كمال الدّين محمد بافقى كرمانى متخلص به وحشى ، كه در سنه 991 وفات نموده ، و قبرش در يزد معين و معروف بوده ، و در اين چند سالهء نزديك بسبب احداث خيابان مهدوم و معدوم گرديده و از بين رفت ، كتابى منظوم در قصهء اين عاشق و معشوق به وزن « گلشن راز » آغاز نهاده و شطرى گفته و ناتمام مانده ، مرحوم وصال آن را تمام كرده و در « گلشن وصال : 25 » نوشته كه مرحوم هدايت اشعار وى را بر وحشى برترى داده ، ليكن خود مرحوم وصال فرموده :
غرض عشق است و أوصاف كمالش * اگر وحشى سرايد يا وصالش
سيم : « ديوان اشعار » بالغ بر سى هزار بيت ، مشتمل بر قصائد و غزليات و مراثى و ترجيعات و مثنويات ؛ و غزليات آن بر سه نوع است ، قسمتى به طرز غزليات سعدى در دفترى جدا ، و قسمتى در جواب غزليات حافظ در دفترى جدا ، و قسمتى متفرق در دفترى جدا ، و از آن جمله نزديك دو هزار بيت در مراثى حضرت سيد الشهداء عليه السلام و غيره است كه نهايت جانسوز و دلربا و شامل مضامين بكر است و مكرر چاپ خورده و در اطراف و اكناف عالم منتشر شده ، و مخصوصا از قصائد او چندين قصيدهء طولانى در