تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و خود بشيراز برگشت و بگوشه‌گيرى پرداخت . و آنجا دختر ميرزا عبد الرحيم شاعر شروانى را بزوجيت اختيار كرد ، و از آن مخدره مرحوم وصال صاحب عنوان در اين سال متولد شد . مرحوم وصال ( عليه‌الرحمه ) از اجله و اعاظم شعراء و اهل علم و ادب و فضل و كمال و وجد و حال و تصوف و عرفان بوده ، خطى خوش و صوتى دلكش و صورتى زيبا و سيرتى ملكوتى و اخلاقى روحانى و نفسى رحمانى داشته ، و در نقاشى و حسن سليقه و ابتكار در ظرايف فنون خطوط سبعه و ساير صنايع و اعمال يدى ؛ نظيرى برايش بهم نمىرسيده ، در حكمت الهى و علوم رياضى بخصوص موسيقى مرتبه‌اى رفيع و مقامى منيع بهم رسانيده ، و چون متولد شد ، چندى نگذشت كه پدرش وفات كرد ، و جد مادريش ميرزا عبد الرحيم بپرورش وى پرداخت ، و بعد از دو سال او نيز بسراى ديگر رفت ، و ميرزا عبد الله فرزندش كه كاتب كلام اللّه مجيد مىبود بتربيت خواهرزاده قيام نمود . مرحوم وصال در آغاز جوانى طبعى سرشار پيدا كرد و ميرزا عبد اللّه خالوى وى او را از گفتن شعر جلوگيرى مىنمود و هماره بكتابت كلام اللّه و دعواتش امر مىفرمود ، و با اين وصف كه اشعار خود را پنهان مىداشت و براى اصلاح آنها و راه افتادن طبع به انجمن شعراء نمىتوانست برود ، باز طبع روان وى كار خود را كرد و در سخن‌سرائى بدرجه‌ئى رسيد كه در « تذكرهء دلگشا » و « رياض العارفين » و « مجمع الفصحاء » چندان در تعريف وى مبالغه نموده‌اند كه ادوارد براون انگليسى در « تاريخ ادبيات - ايران » آنها را حمل باغراق نموده ، ولى الحق كه وى سزاوار آن بوده . وصال چون به حد رشد و تميز رسيد به فقر و درويشى گرائيد ، و در جستجوى مردى كامل برآمد تا به خدمت پير بزرگوار مرحوم ميرزاى سكوت كه در 1239 بيايد رسيد ، و از فيض صحبت آن عارف ربانى و مرشد حقانى بدرجات عاليه علم و عمل فائز آمد ، و نخست در شاعرى مهجور تخلص مىكرد ، و چون از وصال آن زبدهء ارباب حال زمان مهجورى سرآمده باشارت وى وصال تخلص فرمود ، و به علت اينكه همنام جد خود بود ، بميرزا كوچك معروف شد ، و سالها در شيراز مرجع اهل شعر و ادب ، و مجلس ارم مونسش مجمع دوستان جانى و برادران روحانى بود ، و هيچ‌كس هيچ‌وقت از ملاقات
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 62 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )