2 : 497 » و « دانشنامه » ذكر شده ، و اين چند شعر از او نوشته شد :
دل پريشان زخم طرهء او شد آرى * در چنين تيره شبى جاى پريشانى بود
جز آرزوى آنكه زنى تير ديگرش * مطلب ز دست و پا زدن بسمل تو نيست
نيست معلوم كه دلها ز غم او چون شد * اين قدر هست كه پرخون شده دامانى چند
بىقدريم نگر كه بهيچم خريد و من * شرمندهام هنوز خريدار خويش را
بگو چگونه فروشم غم ترا به دو عالم * كه شادى دوجهان دادم و غم تو خريدم
شانه كمتر زن كه ترسم تار زلفت بگسلد * تار زلف تو است اما رشته جان من است
و بمضمون اين بيت اخير ، حزينى شاشى اين بيت را گفته ، كه در « طرائق ج 3 » فرموده آن بهتر است :
بسكه دلهاى كسان بستهء آن زلف دوتا است * شانه را راه گذر نيست ز بسيارى دل
بههرحال ، مرحوم نياز صاحب عنوان ، پس از مدت شصت و شش سال قمرى عمر در سنه هزار و دويست و شصت و سه وفات كرد ، و پسرش مرحوم حاجى ميرزا بزرگ وفا در 1224 بيايد ، و دخترش زوجهء مرحوم حاج ميرزا حسن خان مؤلف « فارسنامه » است كه گفتيم شاگرد او بوده .
* ( 32 - وفات خرد ، شاعر نورى مازندرانى ) *
مرحوم خرد ، نامش ميرزا على مردان ، و از اهل شهر نور مازندران است ، و بهطورىكه در « مجمع الفصحاء 2 : 111 » نوشته ، در اصفهان كسب كمال نموده ، و بناء اشعار خود را بر قدح و مدح نهاده ، و عمر را به اهاجى ركيكه بسر رسانيد ، و آخر توبه كرده ، و در اين سال در نخجوان بجهان ديگر خراميد ، چنان كه در « منتظم ناصرى » است ، و در « مجمع » در سنه 1098 گفته و آن اشتباه است ، كه مىخواسته 1198 بنويسد ، زيراكه وى احوال او را در قسمت چهارم كتاب كه بعنوان شعراء معاصرين است آورده و در آن از شعراء زمان صفويه بعد از مائه يازدهم هيچكس را ذكر نكرده ، بلكه آنان را در قسمت سيم بعنوان شعراء متوسطين تذكره نموده و آنجا اين چند شعر را بهترين اشعار او دانسته :