شعر تخلص اخگر مىنموده ، و ديوانى در اشعار دارد ؛ چنان كه در « الذريعة 9 : 357 » فرموده و در « المآثر : 204 » او را عنوان نموده و در آن چنين گويد :
از شعراء و خطاطين اين دوره معدود بود ، و در شكستهنويسى و خط تحرير استادى بزرگ محسوب مىگرديد ، و رؤساء دوائر عظيمه دولتى در طلب وابستگى وى همگان جدى تمام داشتند ، و با يكديگر بخل مىورزيدند ، تا اينكه در آخر عنوان وفاتش را بدون تاريخ در مشهد رضوى ( ع ) نوشته ، و در « منتظم ناصرى » فرموده كه وى در سنه 1283 مستوفى درجه سيم دولت ناصر الدّين شاه شده انتهى .
و چند نفر ديگر نيز اخگر تخلص دارند : 1 - اخگر اصفهانى نامش ميرزا احمد خان 2 - اخگر اصفهانى ديگر نامش ميرزا حسين خان 3 - اخگر بختيارى نامش محمد حسين 4 - اخگر همدانى نامش عبد المحمد كه در « مجمع الفصحاء 2 : 71 » است ، و دويم در « دانشنامه است » ؛ و با سيم هر دو از همين مائه چهاردهماند . و فرزند اين شرر ؛ باز شاعرى بوده بتخلص آذر كه ديوانى هم دارد ؛ چنان كه در « الذريعة : 9 : 3 » فرموده
* ( 19 - وفات ميرزا محمد رفيع سوداى شاعر هندى ) *
وى چنان كه در « ريحانة الادب 2 : 240 » نوشته از مشاهير شعراء هند ؛ و در اصل از اهالى دهلى بوده ، و در لكهنو سكونت داشته و قصائد و غزليات و هجويات بسيارى به زبان فارسى و هندى گفته ، و در اين سال وفات كرده انتهى .
و در « رساله احوال سيد عبد الحى حسنى » كه در ( 1286 ) بيايد در ( ص ع ) وى را از شعراء زبان اردو نيز نوشته .
* ( 20 - وفات انصاف شاعر هندى ) *
وى ميرزا تقى خان بن نقد عليخان از شعراء هندوستان است كه نخست بتخلص نظم راه نظم مىپيموده ؛ و پس از آن انصاف را اختيار فرموده ، و در اين سال چنان كه در « الذريعة 9 : 108 » نوشته وفات نموده ؛ و او غير از انصاف قاجار است كه در ( 1222 ) بيايد .