ليكن آفتابهدار اين شرف دارد كه دايم در قرب بادشاه است و خدمت خاصهء او مىكند و به غير او مشغول نيست و اگرنه وى كجا و متصرف در ممالك كجا ؟ آنكه متصرف در ممالك است از جهت قرب و دوام خدمت بادشاه است كه بر آفتابهدار غبطه « الف » مىبرد و رشك دارد :
درست ديوان د رحمان زارتردى غزل شه * چه بيان ئى كدو كردار د درويشانو « ب »
مىفرمودند كه خواجه محمد پارسا قدس الله سره فرمودهاند كه حجاب ميان بنده و حق سبحانه انتقاش صور كونيه است در دل و اين انتقاش بسبب صحبتهاى پراگنده و سيرها و ديدن الوان و اشكال گوناگون زياده مىشود و در دل خانه مىكند و بمحنت و مشقت تمام نفى مىبايد كرد و ديگر از مطالعهء كتب و گفتن و شنيدن سخنان رسمى كلمات شتى آن نقوش مىافزايد « ج » و از مشاهدهء صور جميله و استماع نغمات و سازهاى طربانگيز آن نقوش در حركت و تموج مىآيد و اين جمله موجبات بعد و غفلت است از حق سبحانه و طالب را نفى آن كردن واجب است پس بايد كه هرچه خيالات مىافزايد بواجبى اجتناب نمايد ، با دل صفا توجه بجناب حق سبحانه و تعالى كند ، سنت الهى بر آن جارى شده كه بىمحنت و مشقت و ترك لذات و شهوات اين معنى دست نمىدهد ، راحتى كه مىجويند در آخرت است دوسه روزى در سراب فانى رنج كشيدن ، ديگر ابد الآبدين آسودگى ، اين عالم را هيچ نسبتى به آن عالم نيست ، گويا در ميان بيابان بىنهايت خشخاش دانه افتاده است . رشحات عين الحيات . « د »
مىفرمودند " در مبادى حال وقتى در ساقيه « ه » مسجد جامع بودم و كتاب مثنوى در دست داشتم ، ناگاه مولانا بسقايه درآمدند ، فرمودند كه اين چه كتاب
هامش
( الف ) غح - غيبت
( ب ) غح ، عر ، مظ ( شعر ) ندارد
( ج ) سع ، غح ، مظ - آفريده
( د ) رشحات ج 1 ص 211 تا ص 217
( ه ) سقايه بمعنى جاى آب دادن - ( كذا فى رشحات ج 1 ص 333 )