صافى گرداند بتصفيه و تزكيه مشغول گردد تا دوام مراقبه دست دهد و الا هرچه از اعمال صالحه بجا آرد ادب در جاى زياده كند ، « الف »
هرچه گيرد علتى علت شود
كم از شاگرد جولاهى نمىبايد بود مدتى بايد كه تا رشته پيوند كردن بياموزد ؟ ؟ ؟ هاى ديگر خود هنوز كجا است ، طالب را مىبايد كه به جدوجهد تمام سعى كند تا در نفى خواطر استاد شود و داند كه چگونه نفى مىبايد كردن و در آينده به هيچچيز مشغول نشود مگر به نفى خواطر ، آنها كه رسائل مطالعه مىكنند و سخنان از آنجا مىچينند از آنها ايشان را هيچ نفعى نيست ، اينها همه بيكاريها است راه حق سبحانه و كار او رفتنى است و كردنى است نه گفتنى و شنيدنى ، اگر كسى پيش بادشاه در بغداد نشسته باشد و در حضور بادشاه دائم تواند بود و بادشاه مكتوبى بشام فرستاده باشد از آن مكتوب غائبان حظى مىگيرند بغايت كسى جاهل بىعقل غافل بايد كه از حضور بادشاه به اختيار خود دور شود و از براى خواندن آن مكتوب از بغداد روى بشام نهد " .
رشحه : " مىفرمودند كه هركه يك جا ، همه جا و هركه همه جا ، هيچ جا ( نه ) .
مىفرمود . كه پرهيز به از دارو ، هركه پر خورد انواع بيمارىها در وى پيدا آيد براى دفع « ب » دارو خورد تا صحت يابد ، چون صحت يافت باز پر خوردن گرفت ، باز دارو خورد و صحت يافت ، همچنين چند كرت اعاده كرد ، عاقبت آن دارو او را ضررى كلى رساند . همچنين كسى كه گناه كرد و انابت نمود ، باز گناه كرد ، باز انابت نمود ، باز گناه كرد ، اين انابت كه بتمامى از گناه بازنياورد و در وى اثر عظيم نكند مثل گناه ديگر است ، ازينجهت است كه اهل الله پرهيز كلى بر خود گرفتهاند و ترك همه كرده و به حق سبحانه مشغول گشته تا ناگاه در مرض « ج » نميرند " .
هامش
( الف ) " آب در خاى زياده كند " ( در هرات مفاكى كه آب باران و غيره درو جمع شود و متعفن گردد خاى گويند ( حاشيه رشحات عين الحيات ج 1 ص 215 )
( ب ) دفع بيمارى ( رشحات عين الحيات ج 1 ص 216 )
( ج ) مرض غفلت ( ايضا )