در نماز نهد بنهد و در صفات حسنى تفكر و در صنع صانع و خلقت خالق و عظمت او و هدايت و نعمت حق كند
" وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها "
« الف » و بجز حق بر كسى التفات نكند و حق را حاضر و قائم و قادر و دائم داند و مستغرق حال شود و از خود فانى گردد بلكه خود را محو گرداند تا بقا يابد و از خلق به كلى غافلى شود و با حق حضور نمايد چندانكه هركه نزديك اوست گويا نيست غير حق نيستند و هرچه نزديك او مردمان مىگويند نشنود يا آنكه گوى گوش ندارد ، فاما خود را كر و كور سازد و از غير كسى را التفات نكند چنانچه گربه چون خواهد كه موش را صيد كند بر در سوراخ موش چنان حضور مراقبه نمايد كه هيچ موشى در روى او تفرقه نمىشود ، درجهء مراقبهء حق نيز از گريه نيايد تا جلال و عظمت بر وجود او چنان غالب شود كه حق را حاضر بيند و حاضر داند و دل او مستغرق به ملاحظهء عظمت ( و ) جلال شود و حق را مطلع ظاهر و باطن خود بيند و حاضر داند و مراقب ، و جميع حركات و سكنات و خطرات و لحظات و اختيارات خود حق تعالى را داند و اهل سعادت ابدى و دولت سرمدى گردد - چون بدين مرتبه رسد از دنيا بكلّى اعراض كند و بعقبى اقبال نمايد و در ملك و ملكوت تصرف يابد و اين راه بىنهايت است و مقامات نامحصور و لكن از هر مقام آنچه در وقائع عرضه افتد نمود آرى و رمزى بگويم تا راهروان را در شناخت راه و امارات و علامات آن دليل محكم وانمود چه باشد ابتداء كه بر مقام صفات خاكى عبور افتد در وقائع چنان بيند كه از تشبيها و كوچهها و جاها و مواضع ظلمانى بيرون مىآيد و بر كوههاى و تلهها مىگذرد و ثقل و كثافت از وى برخيزد و دقت « ب » و لطافت در وى پديد آيد و در دوم مرتبه بر صفات آبى گذرد و سبزهها و مرغزارها و درختان و كشتزارها و آبهاى روان و چشمه و حوض و دريا و مانند اين بيند كه بر همه مىگذرد و در سيم مرتبه بر صفات آتشى گذر كند چراغها و شمعها و مشعلها و خرمنهاى آتش و وادىهاى آتش و سوختنيهاى آتش و جنس
هامش
( الف ) ابراهيم 34
( ب ) سع ، غح ، مظ - ضعف