اين بيند و در پنجم مرتبه چون بر صفات افلاك و اجرام سماوى گذر كند خود را بآسمانها رفتن و پريدن بيند و در ششم مرتبه چون بر ملكوت كواكب و انجم عبور افتد ستاره و ماه « الف » و خورشيد و انوار و آنچه ازين قبيل است بيند و در هفتم مرتبه چون بر صفات حيوانى عبور افتد هر صفتى كه از وى عبور خواهد كرد از بهيمى و سبعى بدان نوع حيوانى بيند از حيوانات مختلف و اين هر مرتبه عالم بود از عالمهاى مختلف كه بيان افتاد - باقى چندين هزار عالم ديگرى سالك را عبرت مىبايد كرد و در هر عالم مناسب آن مشاهدات واقع پديد آيد و چون سالك وقائعشناس نبود در وقائع بند شود و راه نتواند رفت - يكى از ضروريات احتياج بشيخ اينست مثلا آتش را در چند مقام بيند و در هر مقام آن را معنى ديگر باشد ، گاه بسان غلبه صفت ، گاه بسان غضب ، گاه غلبهء شيطانيت ، گاه نور ، گاه آتش قهر ، گاه آتش هيبت ، گاه آتش شوق ، گاه آتش هدايت ،
" آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً "
« ب » گاه آتش محبت تا ما سوى حق بسوزد ، گاه آتش معرفت
" وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ ، نُورٌ عَلى نُورٍ "
« ج » گاه آتش مشاهده
" أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها "
« د » و جز اين آتشها بود كه فرق ميان هريك جز شيخ صاحبتجربه نتوان كرد و باقى ديگر وقائع بر اين جمله قياس كند اما نفوس انسانى چون برين مقامات گذر كند هر نفسى بحسب استعداد و تائيد ربانى در حق او بمقامى رسد بعونه و فضله و در رشحات آورده است كه مولانا سعد الدّين كاشغرى رحمة اللّه عليه مىفرمودند كه حق تعالى پيغمبر خود را صلى اللّه عليه و آله و سلم طريقه مراقبه تعليم كرده است آنجا فرموده
" ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ "
« ه » اصل مسئله اينست كه حق سبحانه فرموده است و حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم ( تعليم ) « و » كرده است ، خلاصهء كار اينست كه بجناب حق سبحانه مشغول باشد حق سبحانه و تعالى
هامش
( الف ) سع ، غح ، مظ - ستاره بر ماه
( ب ) القصص 29
( ج ) النور 35
( د ) النمل 8
( ه ) يونس 61
( و ) ر ك به رشحات ج 1 ص 213