بشرف اسلام و بصحبت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم مشرف گشتند . ابو لهب اسمه عبد العزى ، عبد الكعبة ، پدر او را ابو لهب از آن گفتى كه روى از غايت حسن و روشنى چون شعله مىزميخزد ( ؟ ) . پسر او عتبه « الف » كه داماد حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بود ، دختر حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را طلاق داد ، بىادبى كرد ، حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم برو دعاى بد كرد و گفت " الهم سلط عليه كلبا من كلابك " در مقام زرقا از زمين شام او را شير بدريد و باقى فرزندان او ايمان آوردند . مغيره ، او را حجل « 184 » مىگفتند . ضرار و عباس ( رض ) از يك مادراند .
غيداق سخىترين قريش بود و معنى غيداق فراخنگار در لغت برآمده و در سنن ابن ماجه بروايت صحيح آمده كه عبد المطلب ده پسر داشت كه هريكى يكيك گوسفند مىخوردند .
ذكر عمات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم
صفيه بنت عبد المطلب مادر زبير ( رض ) است و در مكه اسلام آورده و به مدينه هجرت كرده و در خلافت امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه وفات يافت و او خواهر حمزه رضى اللّه عنه بود از يك مادر . عاتكه در نكاح اميه بن مغيره بود ، سه فرزند
هامش
( الف ) در مواهب الدنية ج 3 ص 199 نام وى عتيبه مسطور است كه ام كلثوم ( رض ) را طلاق داده و عتبه برادرش بود كه حضرت رقيه ( رض ) در نكاح وى بود ولى در روضة الاحباب برعكس نوشته است و در بعضى از روايات آورده كه عتبه مسلمان شده و آنچه دعاى آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم در شان وى مستجاب گشته و شيرى او را بقتل آورده برادر وى عتيبه بود ( رجوع كنيد به مدارج النبوة ج 2 ص 458 ) .
( 184 ) اگرچه در سع ، غح حجد نوشته است ولى حجل بتقديم الحادرست است و آن در اصل قيد يا خلخال است ( شرح مواهب ج 3 ص 275 ) بحواله دارقطنى و معنى خلخال پاابرنجن است ( فرهنگ نوين عربى - فارسى ) ولى در روايت ابن اسحاق جحل بتقديم الجيم على الحاء المهمله است ( شرح مواهب ج 3 ص 275 ) . در تعداد اعمام آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم قدرى اختلاف است و آنان ده يا يازده يا نه يا سيزده بيان كرده مىشوند ( شرح مواهب الدنية ج 3 ص 275 ) مؤلف مرحوم ابتدا يازده نفر گفته است ولى در متن نه ذكر كرده است ، علاوه برين قثم كه حرث و او از يك مادراند و مقوم كه حمزه ( رض ) و او نيز از يك مادر بودند ( ايضا ) .