فرمودند " در فلان وادى شتران زكات است و بيسار آنجا بود ، شير شتران و بول شتران بنوشيد كه شفا خواهد شد " . ايشان بعد از چند روز يافتند ، قوى شدند ، دست و پاى او بريدند و خار در چشمهاى او خلانيدند و شتران را بردند و سيار را به اين حال در مدينه آوردند . حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و آله و سلم در عقب ايشان جماعت را دوانيدند تا ايشان را گرفته آوردند . آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند كه همچنان دست و پاى بريد و در چشمهاى ايشان ميل كشيد و در آفتاب اندازيد كما قال اللّه تعالى
" جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها "
« الف » ابو رافع ، اسمه اسلم و بقولى ابراهيم ، غلام عباس رضى اللّه عنه بود ، به حضرت عليه السلام هبه كرد ، حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم او را آزاد فرمودند . چون كسى بشارت كرد كه عباس ( رض ) مسلمان شد ، بعده سلمى را در نكاح داد و از وى عبيد اللّه متولد شد و عبيد اللّه ( رض ) در زمان خلافت على كرم اللّه وجهه كاتب « ب » بود . مويهبه « ج » از مولد مزينه « د » است ، او را خريد كرده آزاد فرمودند . فضاله « 190 » رافع مولى سعد « ه » بن عباس بود ، بعد سعد بعضى ورثه حصه خود آزاد كردند و بعضى نه ، رافع به آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم استعانت نمود ، آخر آن بعضى « و » حصه ( خود ) را به آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بخشيدند و حضرت عليه السلام آزاد فرمودند . مدعم « ز » حبشى بود كه روفاسه « ك » بن زيد الخدامى به حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم هبه
هامش
( الف ) الشورى 40
( ب ) در سيرة النبويه ج 4 ص 618 و شرح مواهب ج 3 ص 308 نوشته است كه خود ابو رافع كاتب على ( رض ) بود
( ج ) ابو مويهبه و نام او معلوم نيست ( سيرة النبوى )
( د ) سع ، عر ، غح ، مرپسه ولى مزينه درست است ، كذا فى سيرة النبويه
( ه ) ( ابى احيحه ) سعيد بن العاص ( سيرة النبويه )
( و ) يعنى خالد بن سعيد بن العاص ( ايضا )
( ز ) سع ، غح ، مظ - غم ، ولى مدغم درست است ( سيرة النبويه و شرح مواهب )
( ك ) رفاعة بن زيد الجذامى ( سيرة النبويه )
( 190 ) محمد بن سعد بروايت واقدى گويد كه عمر بن عبد العزيز ( رح ) به ابو بكر محمد بن عمر بن حزم نوشت كه براى من درباره خدم رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم تفحص كنيد ، او در جواب نوشت " و كان فضاله مولى له يمانى نزل بعد الشام و كان ابو مويهبه من مولد مزينه " ابن عساكر گويد كه سواى اين روايت درباره فضاله ( رض ) هيچ روايتى در موالى نيافته شد .
( سيرة النبويه ج 4 ص 629 - 630 ) .