تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
لكن دل در دنيا نه بستن و امل كوتاه كردن است و نيز فرموده‌اند كه اگر نزديك خداى شوى با گناه بسيارى كه ميان تو و خدا بود آسان‌تر از آن يك گناه كه ميان تو و بنده است - وفات ايشان در بصره ماه شعبان سال يك‌صد و شصت و يك هجرى بود و بقولى شصت و دو و مدت عمر شريف ايشان شصت و سه سال - چون ايشان را غسل دادند در پيشانى ايشان نوشته ديد
" فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ "
- « الف »

حضرت ابراهيم خواص قدس اللّه سره :

كنيت ايشان ابو اسحاق و اصل ايشان از بغداد است ، صاحب صحو و در طريقهء توكّل و تجريد يگانه بود و از اقران سيد الطّائفه جنيد و نورى ( رحمهما اللّه ) و صحبت دار خضر عليه‌السّلام‌اند - شيخ الاسلام گفته‌اند كه شيخ ابو الحسن خرقانى ( رح ) گفت " در ميان سخنانى كه ابراهيم خواص ( رح ) به من گفت اين بود كه اگر با خضر ( ع ) صحبت يا بى توبه كن و اگر از هر شب « ب » به مكه روى از آن توبه كن و در ارشاد الطّالبين آخوند درويزه عليه الرّحمة آورده‌اند كه ابراهيم بن خواص ( رح ) دوازده سال در بيابان فاقه « ج » كشيده بود كه برگ درختان قوت خود مىساخت ، روزى در بيابان درخت انار يافت ، به خود انديشه كرد كه ازين انار مىخورم امّا نبايد كه ملك غيرى باشد - از آنجا گذشت كه خضر عليه السّلام با او ملاقات كرد ، گفت " بيا تا دوستان حق را به تو بنمايم " دستش گرفت ، در غارى رسيد كه ژنده‌پوش را خفته ديد سرپوشيده و مار و گژدم برو جمع و مىخورند - خضر عليه السّلام گفت " برو پايش بگير " چون ابراهيم ( رح ) رفت پايش گرفت ، گفت اى ابراهيم ! چه مىطلبى ؟ گفت از كجا مىدانى كه من ابراهيم‌ام ؟ گفتند كه هركه خود را بتصرفات حق سپرده است از جمله ذرات مخلوقات خبراند و نه آنكه انار را از ترس كسى نخوردى كه ملك كسى باشد و الّا براى چه ؟ گفت توكّل ترا درست مىكنم ، خضر عليه السّلام گفت " توكّل اين نيست كه شما مىگوئيد ، توكّل خود
هامش
( الف ) البقرة 137 ( ب ) اگر از هرى در شبى به مكه روى ( نفحات الانس ص 137 ) ( ج ) سع ، مظ ( فاقة ) ندارد
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 339 | شيخ محمد شعيب