تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
شنيد بيرون آمد و چون به جنازه رسيد آواز برآورد كه اى مردمان ! آنچه مىبينم شما هم مىبينيد ؟ گفتند چه مىبينى ؟ گفت فرشته‌هائى از آسمان مىآيند و سر خود را بر جنازه مىمالند و جهودى همين حال ديد و مسلمان شد .

حضرت سفيان ثورى قدس الله سره :

كنيت ايشان ابو عبد اللّه است و نام پدر ايشان سعيد بود و ثورى از آن گويند كه روزى در پلوان ديگر مىرفت ، ناگاه پايش لغزيد در زراعت غيرى رسيد ، هاتف بر او آواز داد كه اى ثور ! نعلين در پاى ! چگونه در پلوان ديگر مىرفتى ؟ و نيز در مسجد پاى چپ اول نهاد براى دخول ، باز آواز شنيد كه يا ثور ، از آن سبب لقب او ثور شد و پيش از آن سفيان زاهد ايشان را مىناميدند و كوفى الاصل بود و مقتداى اهل زمانهء خود و در علوم ظاهرى و باطنى يگانه و از مجتهدان پنجگانه و شاگرد امام اعظم ( رح ) بود و بسيارى از مشايخ را ديده‌اند و بيست سال متصل در شب نه خفته بودند و فرمودند كه هرگز حديث نشنيده‌ام از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم كه بر آن عمل نكرده‌ام - روزى بيمار شد ، خليفه طبيب ترسا داشت حاذق ، پيش ايشان فرستاد ، چون طبيب قاروره وى بديد گفت " از خوف الهى جگر اين مرد خون شده و پاره‌پاره گشته از شانه بيرون آمده ، در دين كه چنين مرد بود آن دين بر باطل نباشد " اين بگفت فى الحال مسلمان شد - خليفه گفت پنداشتم كه طبيب بر بالين بيمارى فرستادم ، خود بيمار پيش طبيب فرستادم - شيخ عبد اللّه بن مبارك ( رح ) فرموده‌اند " از هزار و صد بزرگ شنيده‌ام كه مىگفتند فاضل‌تر از سفيان ثورى ( رح ) نديده‌ايم " جوانى را حج فوت شده بود ، آهى كشيد ، ايشان گفتند چهار « الف » حج كرده به تو داده‌ام اين آه به من ده " گفت داده‌ام ، آن شب بخواب ديد كه ايشان را مىگويند سود كردى اگر همه اهل عرصات قسمت كنى توان گردد « ب » و نيز فرموده‌اند " زهد نه پلاس پوشيدن و نه نان جوين خوردن است
هامش
( الف ) در تذكرة الاولياء ( ج 1 ص 176 ) چهل حج نوشته است ( ب ) غح ، عر - توان نگردد ، جمله‌ى صحيح اين‌طور است : اگر به همه اهل عرفات قسمت كنى توانگر شوند ( كذا فى تذكرة الاولياء ج 1 ص 176 )
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 338 | شيخ محمد شعيب