حلاوة " - وفات ايشان در سال پانصد و بيست و پنج هجرى « 171 » و همين تاريخ بر سر قبر ايشان نوشتهاند .
شيخ نصير الدّين چراغ دهلوى رحمة الله عليه :
نام ايشان محمود و اصل ايشان ( از ) ( اودهه ) است و از كمال خلف و مريدان سلطان المشايخ نظام الدّين اولياء ( رح ) اند و در سن بيست و پنجسالگى ترك و تجريد اختيار نمودهاند ، رياضتهاى عظيم مىكشيدند و در چهلسالگى به خدمت شيخ سلطان المشايخ رسيدند و حضرت شيخ را كمال محبت و اتحاد به ايشان بوده و آنقدر خوارق و كراماتى كه از ايشان بظهور رسيده از هيچيكى از مريدان سلطان المشايخ ظاهر نشده و با وجود آنكه در سلسلهء سماع سماع و وجد متعارف است و پير ايشان بسيار سماع و وجد مىكردند ، امّا شيخ نصير الدّين ( رح ) نفرمودند و مىگفتند كه خلاف سنت است و حضرت شيخ نظام الدّين اولياء ( رح ) را اين سخن بد نمىآمد و مىفرمودند كه راست مىگويد - نقل است كه قلندرى يازده زخم بوجود مبارك ايشان زد و در استغراقى كه مىبودند بازنيامدند و خون مبارك ايشان از وجود روان شد - چون مريدان را ازين حال خبر شد آمده قلندر را گرفتند و خواستند كه ايذا كنند ، شيخ فرمودند كه هيچكس مزاحم او نگردد و مبلغى به او انعام دادند كه مبادا در وقت كارد زدن آزارى بدست او رسيده باشد و بعد ازين قضيه به سه سال وفات ايشان در هژدهم رمضان وقت چاشت سال هفتصد و پنجاه هجرى روى داده و قبر ايشان در بيرون دهلى است .
هامش
( 171 ) تاريخ مذكورهء متن مطابق روايت نفحات الانس ( ص 598 ) است ولى هيچ ديگر از محققين آن را تائيد نكرده است چنان كه رضا قلى هدايت در مجمع الفصحاء ج 1 ص 254 سال 590 ه و تقى الدّين كاشى 545 ه نوشته است و همين سال را مرزا محمد خان قزوينى مستند قرار داده است ( رجوع كنيد به حواشى چهار مقاله طبع كتابفروشى زوار تهران 1331 ه ص 128 ) ولى مظاهر مصفا در مقدمهء ديوان سناى طبع امير كبير تهران 1336 ، كليه اقوال مختلفه را رد كرده سال 535 ه را راجح دانسته است .