تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
شيخ ركن الدّين آكاف ( رح ) كرده‌اند و صحبت بسيار از مشايخ كبار دريافته‌اند . و بعضى گفته‌اند كه اويسىاند ، صاحب وجد و سماع و از بزرگان صوفيه‌اند و حضرت مولانا عبد الرّحمن جامى گفته‌اند كه آن‌قدر اسرار توحيد و حقائق و ذوق كه در مثنويات و غزليات عطار ( رح ) است در سخن هيچ‌يك ازين طائفه يافته نمىشود و تذكرة الاولياء و الهىنامه و پسرنامه و منطق الطّير و غيره از تصانيف ايشان است - ولادت ايشان در شعبان سال پانصد و سيزده و وفات ايشان در سال ششصد و بيست و هفت هجرى بود و بر دست كفار در يك‌صد و چهارده‌سالگى به درجهء شهادت رسيدند .

حضرت حكيم سنائى غزنوى قدس الله سره :

كنيت و نام ايشان ابو المجد مجدود ابن آدم است ، از كبار شعراء صوفيه و مريد خواجه يوسف همدانى ( رح ) اند ، چون در حديقهء حكيم بعضى ابيات نامعقول بود الحاقى است و بيان مبتدع است - در عشقيه آورده است كه حضرت سناى قدس الله سره در گورستان سكونت داشت ناگاه بادشاه شهر بملاقات خواجه رسيد و نشست ، ساعتى متكلم شد و گفت " اى خواجه ! شما را درين هزار گورستان چند سال است كه در آبادانى با خلق نمىباشيد و در طاعت ظاهر متابعت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و آله و سلم در نماز جمعه و جماعت حاضر نمىشويد " فرمودند " مدتى است سى سال كه نفس سركشى بىراه خود را در گورستان بند كرده‌ام و پاسبانى مىكنم ، اگر اندك ازين دائره پاى بيرون نهم تفرقه از جمله اعضاء در مناهى مىافتد و در خطرات افتد و چشم و زبان و گوش در حركت آيند و كل اعضاى رحمانى بحيوانى روى نمايد " خواجه گفت قال النّبى صلى اللّه عليه و آله و سلم " من ذاق حلاوة العزلة و الخلوة قد استغنى عن كل
هامش
- يك‌صد و چهل سال عمر يافته از نژاد خانان تركستان است ، پدر او را شاهور نام بوده و در سال 579 ه رحلت كرد ( تذكره دولتشاه سمرقندى ص 144 ) روىهم‌رفته ابتداى توبهء عطار ( رح ) بدست شيخ ركن الدّين آكاف معروف و متفق عليه است و هيچ تذكره‌نگار در آن اختلاف نكرده است
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 327 | شيخ محمد شعيب