تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
بسبب بعضى حوادث از وطن بولايت جام آمده‌اند و بامر قضا و فتوى اشتغال نمود و آباء ايشان در ولايت جام ساكن مىبودند - در كتاب سجلات و قبالات عبارت دشتى مىنوشته‌اند چون رخت اقامت به هرات كشيده‌اند لفظ جام بجاى آن رقم مىديده‌اند و دشت محله‌ايست از محلات اصفهان ، حنفى المذهب بودند و آنچه ميان خلق عام است كه ايشان نقل به مذهب امام شافعى ( رح ) كرده‌اند خلاف واقع است - افضل از مريدان سعد الدّين كاشغرى ( رح ) است ، فرموده‌اند كه شهبازى بچنگ ما افتاده است - بسه واسطه به خواجهء بزرگ ( رح ) مىرسد - هرگز اظهار كرامات و درويشى نمىفرمودند و مىگفت كه بر كشف و كرامات اعتماد نيست و خود را گاه در لباس علم ظاهرى و گاه در صفت شعر و شاعرى پنهان مىداشتند و مىفرمودند كه ستر حال شرط اين طريقه است و در هيچ نفس از شغل باطنى خالى نبودند ولادت ايشان در جام است در بيست و دوم شعبان سال هشت‌صد و هفت و دو هجرى بود و مدت عمر شريف هشتاد و يك سال ، وفات ايشان بعد از وفات حضرت خواجه احرار ( رح ) به سه سال است در هشت‌صد و نود و هشت هجرى هژدهم ماه محرم روز جمعه در وقت آذان و قبر ايشان در هرات است متصل قبر پير خود .

مولانا عبد الغفور لارى رحمة الله عليه : -

لقب ايشان رضى الدّين و اصل ايشان از لار است مريد كامل و شاگرد رشيد مولانا عبد الرّحمن جامى ( رح ) اند و حضرت مولانا جامى در باب ايشان فرمودند ، بيت :
آنجا كه فهم دانش مرغى بود شكارى * بازيست تيزپرواز عبد الغفور لارى ( رح )
و حضرت مولانا جامى مريد كم گرفته‌اند و مىفرموده‌اند كه يك مريد كامل باشد بس است و اين اشاره بمولانا عبد الغفور ( رح ) است كه كامل بودند و ايشان را در علوم ظاهرى و باطنى قدرت تمام بود و حاشيهء شرح ملا و نفحات الانس نوشته‌اند و
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 311 | شيخ محمد شعيب