تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
تو درآيد و تو در ميان ياران نشسته باشى ، آن خرقه را به او بده - بعد از وفات حضرت شيخ ابو سعيد ابو الخير ابو طاهر ( رح ) بخواب ديدند كه والد ايشان با جمعى از ياران بتعجيل مىروند و پرسيدند كه يا شيخ ! چه تعجيل است ؟ فرمودند تو نيز برو كه قطب اولياء مىرسد - چون روز ديگر ابو طاهر ( رح ) در خانقاه خود نشسته بود جوانى به آن صفت كه شيخ فرموده بود درآمد ، شيخ ابو طاهر ( رح ) در حال دريافت ، اعزاز و اكرام تمام نمودند ، اما آنچه مقتضاى بشريت است متفكّر گشتند كه خرقه پدر را چون از دست بدهم ، حضرت شيخ جام ( رح ) گفتند " اى خواجه ! در امانت خيانت روا نباشد " شيخ ابو طاهر ( رح ) را وقت خوش شد ، برخاست آن خرقه را بدست خويش به حضرت جام ( رح ) پوشانيدند - گويند كه آن خرقه را بيست و دو تن پوشيده بودند ، آخر به حضرت شيخ حواله شد و بعد از آن‌كس ندانست كه آن خرقه چه شد ؟ - ايشان با شيخ ابو طاهر ( رح ) صحبت داشتند و خواجه مودود چشتى ( رح ) را نسبت ارادت به خدمت شيخ بود - از حضرت شيخ پرسيدند كه ما مقامات مشايخ شنيده‌ايم و كتب ايشان ديده‌ايم ، از هيچ‌كس مثل اين حالات كه در شما ظاهر مىشود نشنيده ، فرمودند كه ما در وقت رياضت هر رياضتى كه من دانستم كه اولياء خدا كرده‌اند بجا آوردم و بر آن مزيد نيز كردم ، حق سبحانه و تعالى بفضل و كرم خود هرچه به همهء ايشان داده بود به‌يك‌بار به احمد ( رح ) داد و ولادت ايشان در سال چهارصد و چهل و يك هجرى بود و مدت عمر شريف نود و پنج سال و قبر وى در موضع خرجرد جام است . « 160 »

حضرت مولانا عبد الرحمن جامى قدس الله سره : -

لقب ايشان عماد الدّين است و لقب مشهور نور الدّين است و نام والد « الف » ايشان احمد بن محمد دشتى بود و جد ايشان شمس الدّين دشتى از مشاهير اهل علم و تقوى بود و
هامش
( الف ) غح ، عر ، مظ - نام ايشان محمد دشتى بود ، و آنكه در متن اختيار كرديم درست است ، كذا فى مقدمهء نفحات الانس مرتبه مهدى توحيدىپور ص 155 . ( 160 ) غح ، عر ، مظ - خرصبردرجام ( درست نيست ) - خرجرد جام فتح اول و تسكين ثانيه جيم مكسوره و راء ساكنه و دال ، قصبه‌ايست نزد بوشنج در هرات واقع است ( معجم البلدان ج 2 ص 357 )