روز شنبه و دوشنبه به طرف مشرق نرود و در روز سهشنبه و چهارشنبه به طرف شمال نرود و در روز پانجشنبه به طرف جنوب نرود ، فامّا اهل سنت و جماعت « الف » درين اعتبار نكردهاند زيراكه اين قواعد نجوم است و بر نجوم عمل كردن روا نيست چنانچه در حديث آمده " قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم من آمن بالنّجوم فقد كفر " « ب » و نيز آورده است در اول شب راه نرود كه خطرهء پيريان باشد بلكه در آخر نصف رود كه اين وقت وقت « ج » سير فرشتگان است و در هر شهرى كه و با باشد نرود و اگر رفته باشد زود بازگردد و در هر زمين كه برود پياز و سير آن زمين بخورد تا آب و باد آن زمين او را مخالف نباشد و چون خروج كند سورة الكافرون و اذا جاء و اخلاص و فلق و النّاس ، هريك بابسم اللّه الرّحمن الرّحيم بخواند ، بجانب يمين بدمد ، باز خواند بجانب شمال بدمد ، باز خواند بجانب شرق بدمد ، باز خواند بجانب مغرب بدمد - و ديگر حكايت آوردهاند كه « د » سوداگرى بود در هر شب همين چهار صورت مىخواند و چهار جانب مىدميد - يك شب از شبها فراموش كرد - هم دران شب دزدان برو تاختند و مالش را بغنيمت بردند و همان سالار را گفتند كه اى سالار كاروان ! شما را چه قدرت بود كه در هر شب در هر مرحله و منزل قلعه راست مىكردى ، بيادش آمد ، گفت آرى بدبختى من اين شب همان اوراد را فراموش كردم كه قلعهء من همان بود ، بيت :
آن مسافر كه مىرود به سفر * وقت رفتن نماز خواند اگر
چار ركعت به هر چهار از آن * خواند الحمد و چهار قل را
بعد از آن نزد حق بگويد او * كه من وديعت سپردم به تو ( ؟ )
نفس خود را و مال و اهل بود * اينهمه را بحفظ خويش اندر ( ؟ )
اينهمه را بحفظ خويش اندر * تا كه بازآيد او بشان ز سفر ( ؟ )
وانگهى بر سفر برآيد آن * يازده بار چارقل بخوان
هامش
( الف ) سع ، غح مظ - جماعتى
( ب ) ماخذ معلوم نشد
( ج ) غح ( وقت ) ندارد
( د ) غح ، عر - اگر