نكردى و بر نماز فرض اقتصار كردى و سنتها در سفر نمىگذاردى مگر دو ركعت فجر و وتر و تهجد هرگز فوت نشده ، اما از جماعتى از صحابه ( رضى اللّه تعالى عنهم ) ثابت شده كه در سفر سنت مىگذاردند ، پس اگر سنت بگذارد سنت نباشد تطوع و نوافل باشد و چون كسى در سفر رود بايد تنها نرود و دو كس نيز نروند كه ثالث ايشان شيطان مىباشد ، بايد كه سه كس بروند كه اربع ايشان حق تعالى باشد چنانچه در حديث آورده است " عن عمرو بن شعيب رضى اللّه عنهما عن ابيه عن جده ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم قال الرّاكب و الرّاكبان شيطان و ثلاثة ركب رواه مالك و ترمذى و ابو داود و نساى رحمهم اللّه كذا فى المشكوة - « 143 » و بايد كه در ميان سه مسافر و يا بيشتر يكى را بادشاه كنند و حكومت او را قبول كنند چنانچه در حديث آمده است " و عن بى سعيد الخدرى رضى اللّه عنه انّ رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم قال اذا كان ثلث نفر فليؤمروا احدهم " « الف » رواه ابو داود و چون به سفر رود اهل بيت را به حق سپارد و حق تعالى تا آمدن او اهل بيت او را سلامت دارد .
حكايت : چنانچه آوردهاند كه شخصى عزم سفر كرد ، چون روان شد زن او حامله بود ، گفت " حمل تو را به خدا سپردم " و چون از سفر بازآمد زن خود را مرده يافت - گفت " اى بارخدايا ! پيغمبر شما ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) گفته « ب » كه هركه اهل بيت را به خدا سپارد سلامت يابد ، زن من وفات شد چگونه است ؟ - هاتفى بر او آواز داد كه آرى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم دروغ نفرموده است ، شما حمل
هامش
( الف ) ابو داود ج 1 ص 351
( ب ) سع ، مظ - نموده
( 143 ) در نسخهء مطبوعهء مشكاة اينطور منقولست " عن عمرو بن شعيب رضى اللّه عنهما عن ابيه عن جده ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم قال الرّاكب شيطان و الرّاكبان شيطانان و الثّلاثة ركب " شيخ عبد الحق محدث دهلوى رقمطراز است " يعنى يك سوار يك شيطان است و دو سوار دو شيطاناند و سه سوار سوارانند كه مستأهل و مستحقانند كه ايشان را سواران نام توان كرد از جهت محفوظ بودن ايشان از شيطان ، نهى كرد از سير يك سوار و دو سوار از جهت فوات جماعت از يكى و تعسر زندگانى بر دو ، از دو كس اگر يكى بميرد يا بيمار شود مضطر مىگردد ديگرى و خوش مىگردد شيطان و مراد آنست كه با ايشان شيطان است كه امر مىكند به شر و بطريق مبالغه ايشان را نفس شيطان خواند ( اشعة اللّمعات ج 3 ص 376 ) .