تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
ازدياد رغبت به مريدان بعضى گويند ما دريائيم ، شما جامهء پليد ، جامه چون به دريا رسد بىشك پاك گردد ، هرگاه كه گناه شما در وجود آيد روى ما ديده پاك « الف » شويد پس هر مريد كه بدين اعتقاد كند كافر گردد و على هذا القياس - اكثر مشايخ جهال چهار ركن شرع شريف « ب » را خراب مىكنند و بعضى چون بادشاهان بر تخت مى نشينند و مريدان بفوج و هجوم كرده و در پيش او شوند و چون مريد يكى ازين جهال شود ساير پيران زمانه را بدشمنى گيرند و گاه از پيرى دست كشند و بمريدى ديگرى اعتقاد مىكنند او از آن خبر ندارند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم گفته‌اند كه هركه از يك مسلمانى را منكر شود كافر گردد و از آن خبر ندارند كه بايزيد بسطامى ( رح ) هزار پير را خدمت كرده بود و در آخر امام جعفر صادق ( رح ) به دو اذن پيروى « ج » داده و معلوم باد كه بفوج و هجوم رفتن بدعت است كه در هيچ ازمنه نبود و اين اولياء سلف بعضى را دوازده و بعضى را بيست نفر بودند و ازينجا مشايخ سلف گفته‌اند كه هر پير را كه خليفه بسيار باشند نشانهء « د » اعتزال است - پس اى فرزند ! اگر توبه از گناه كنى در جاى كن كه دو مسلمانان نشسته باشند ، ايشان را بر خود گواه كن تا توبهء تو قبول شود حاجت رفتن به پير ندارد كه كما قال اللّه تعالى " انتم شهداء للّه فى الارض " و اگر عزم آن دارى كه من نيز پير شوم پس اين چهار علم مذكور بدان ، بعد از آن در خدمت پير كامل شو چنان كه بايزيد بسطامى ( رح ) را پرسيدند كه بچه بزرگترين عارفان شدى كه سلطان العارفين نام تو شد ، گفت اول آنچه از انواع علوم است بتمامه دانستم بعد از آن خود را در خدمت پير كامل بپروردم تا بمقام عارفى رسيدم - اى فرزند ! اگر در پيش نظر پير توبه به زبان گوى و چون برگشته بياى آنچه انواع ذنوب و عصيان است از تو در وجود آيند بجز ضلالت حاصل نه آرى و بعضى خانه راست كنند و مريدان را در خلوت درآرند كه محض عامى و جاهل
هامش
( الف ) غح ، عر - روى ما ببنيد از گناه پاك شويد ( ب ) سع ، مظ - شريعت ( ج ) غح ، عر - پير ( د ) سع - نشاى