دويم آنكه بعد از رياضت در پيش مرشد رود كه او نيز همچنان باشد و تربيت آن در حق اين كس بانواع بوده باشد ، بانواع خدمت فرمايد و تربيت دهد تا پختگى پيدا كند - شرط سيم آنكه عنايت ، يعنى « الف » چون اين كس از غايت رياضت و از كثرت خدمت به حدى رسد كه عنايت اللّه تعالى بر وى نازل گردد و آن مرشد باحوال آگاه شود كه اين كس عنايتى گشت كه من بعد ازين خود لغزش نيابد و نه كسى را لغزيده سازد و اگر اجازت داده شود مريد را بجاى خواهد رسانيد - شرط چهارم اذن « ب » پير كامل است و آن آنست كه آن پير اذن نيز از جاى آورده باشد كه دست بدست تا محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم و آن نيست كه سيدزاده و يا شيخزاده و ملازاده كامل و مكمل باشد بلكه كامل كسى است كه از خدمت اذن حاصل كرده باشد - پس معلوم باد اى فرزند كه به غير اين شروط اربعه اگر كسى « ج » پيرى كند نشايد و آن نقل كه در اكثر جاى مسطور است من ليس له شيخ فشيخه شيطان ، آن در شان كسى است كه چون پيرى و پيشواى كند و اذن از كسى نياورده باشد ، پس اينچنين كس را شيطان گمراه خواهد كرد و اكثر مشايخ كبار چون اويس قرنى ( رض ) و غير ذلك اگر چه متجمع اين جمله شروط بودند از علوم دريافته ، اما چون اذن شيخ بر ايشان نبود از ايشان خانواده نماند - قال اللّه تعالى
" فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ "
« د » يعنى در روزى كه صور بدمد گفته نشود كه فلان شيخزاده يا فلان عارفزاده بياريد بلكه گويند آنچه عمل كرده است در حساب آريد ، قال عليه الصّلاة و السّلام " من ابطأ به عمله لم يسرع به نسبه « ه » " يعنى هرك را عمل از دست رفته باشد نسب او را دستگيرى نكند خصوصا درين زمانهء فساد كه اكثر آدم صورت شيطان سيرت بر سجادهء پدر و كلان پدر خود نشستهاند و خود را پير و پيشواى جهال ساختهاند و از جهت گرد « و » كردن مال و ناموس دنياوى دين ضعف خود را باختهاند و از جهت
هامش
( الف ) سع ، غح مظ : ي ( يعنى ) ندارد
( ب ) ايضا - از آن
( ج ) ايضا ( اگر ) ندارد
( د ) فاذا نفخ فى الصّور . . . ( المؤمنون 101 )
( ه ) سع ، غح ، مظ - ابطل ، ابطأ درست است ( ر ك به مسند احمد ج 2 ص 252 )
( و ) سع ، مظ ( گرد ) ندارد