تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
را شيطان منسوب كرده‌اند و از آن ! اجتناب تمام بايد نمود زيرا « الف » كه جاهل پيرى و پيشواى را « ب » نشايد كما قال اللّه تعالى
" وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ "
« ج » و چه خوش گفت بيت :
سگى كه تر شود از بول پاك‌تر باشد * از آن كسى كه كند اختلاط با عامى
در تفسير متين اين آيت آورده است
" الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ "
يعنى شيطان بر دو نوع است ، شيطان مشهور است و شيطان انس ، شيخ جاهل كه بدى آن در خفيه است و بدى اين در ظاهر - پس پير كامل را اول اعمال و اقوال او بطريق مذكور موزون مىبايد ، بعد از آن او را لازم است كه از چهار علم آگاه باشد و بعد از آن بجا آوردن اين امور پيرى او مقيد به چهار شرط است ، اگر اين شروط درو موجود باشد پيرى را شايد و الّا دست انابت به كسى ندهد تا ضال و مضل نگردد - اول علم تفسير و احاديث را به تمام دانسته باشد يعنى آيت ناسخ و منسوخ و معمول به را از يكديگر امتياز مىتوان كرد زيراكه ايمان آوردن بكلام اللّه فرض است و به تمام عمل فرض نيست چنان كه بعضى بدبختان آيتى قرآن را به صد حيله و توجيه براى رواج اصول خود مىآرند و قرارگاه خود مىسازند ، پس پير آن را دانسته باشد كه اين آيت در فلان واقعه نازل شده است و اين بدان شان است و اين معمول به است تا مريدان خود را در شك و ريب نه اندازد و علم احاديث را نيز همچنان دانسته باشد كه اين احاديث در كتب صحيح يافته شده و يا اين احاديث در كتابهاى صحيح « د » يافته نشده است زيراكه به هر حديث متابعت نمىتواند كرد و حضرت امام ( ابو ) يوسف را ده هزار حديث افتراء ياد بود هركه زبان مىجنبانيد امام مىگفت كه فلان حديث افتراء است و فلان صحيح است و على هذا القياس « ه » قاضى شمس الدّين از مرشد خود شيخ شرف الدّين ابو على پانىبتى ( رح ) سؤال كرد كه چشتى ( رح )
هامش
( الف ) غح ، عر - زان كه ( ب ) سع ، مظ ( را ) ندارد ( ج ) اعراف 199 ( د ) سع ، غح ، مظ - تصحيح ( ه ) سع - هذه القياس